2777
2789
عنوان

کمک

142 بازدید | 13 پست

سلام دوستان شبتون بخیر من هفته هفده هستم نی نیم از هفته ۱۵اینا میفهمیدم که ی تکونی میخوری معلوم نبود اما مثل نبض از ۱۶ هفته میلرزید شکمم الان سه یاچهار روزیه هیچی حس نمیکم خیلی نگرانم فردا یاپس فردا میرم سونو اما واقعا نگرانم میدونید کلا هیچ علایمی از اول نداشتما معده دردو پا درد الان همونم ندارم یعنی عادیه یا خدایی نکرده چیز جدیه! خیلی نگرانم بخدا

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

عزیزم چیز،شیرین مثل خرما بخور به پهلوی چپ بخاب. تکون میخوره. اما جای نگرانی نیست از،هفته 22 به بعد ...

خیلی نگرانم اخه بدبختی اصلا نمیتونم چیز شیرین بخورم اما میخورم حتما دعا کنید تروخدا

خیلی نگرانم اخه بدبختی اصلا نمیتونم چیز شیرین بخورم اما میخورم حتما دعا کنید تروخدا

این نگرانی ها طبیعیه...

الان آرزوت اینکه ببینی اش و جلوی چشمت باشه..

بعدن یه چیز دیگه.

من الان پسرم 25 ماهشه

آرزویم اینکه راه بره زودتر.

تروخدا دعا کنید من با سختی دارمش 😔

فدات بشم مادر شدن سخته ولی مطمعن باشچیزی ک خدا بخواد همه چیش راحت میشه من سر پسرم خیلی حساس بودم و الان پشیمونم چون خیلی اذیت شدم و بچمم سالمه نگران نباش توکل کن ب خدا تااون نخواد برگی از درخت نمیفته این اتفاقاتم ب ندرت هس تو مادرایی ک دود استفاده میکنن و مشکل دارن مادر سالم بچش نود درصد سالمه

در ۹۹/۹/۹بهترین اتفاق زندگیم افتاد🤩🤩🤩🤩
راه نرفته چرا؟؟؟؟

15 ماهشه.اشتباه نوشتم 25..

والا راه که میره. اما نوک انگشت منومنو ول نمیکنه.

امروز کلی راه دنبالم دوید از توی آشپزخونه تا جلوی اتاق خواب. اما گاهی وقتا میر میده حتما انگشت منو بگیره.

دکترش میگه مشکلی نداره فقط هنوز میترسه...

خیلی نگرانم اخه بدبختی اصلا نمیتونم چیز شیرین بخورم اما میخورم حتما دعا کنید تروخدا

من عاشق شیرینی بودم دوران بارداری.

همش یا خرما میخوردم یا شیرینی دانمارکی....

عاشق شیرینی دانمارکی شده بودم. در صورتی که قبل بارداری ازش متنفر بودم.

این نگرانی ها طبیعیه... الان آرزوت اینکه ببینی اش و جلوی چشمت باشه.. بعدن یه چیز دیگه. من الان پس ...

ای جان عزیزم خوشبحالت اونده خیالت راحتره حداقل ایشالله زودی هم راه میره نگران نباش چشم رو هم بزاری میبینی باید زن براش بگیری ایشالله😍

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز