عزیز وقت و انرزی که میگذاری برا ارزوی مرگ
بگذار برای حل مشکل
برای حل مشکل دعا کن
و خودت هم تلاش کن
و طلب صبر از خدا
من بعضی اوقات یاد بلاهایی که سر ائمه اوردن با اینکه به حق بودند
جیگرم خون میشه و از خودم خجالت میکشم که برای مسائلم بی تابی میکنم
یه بار تو یه نمایشگاه صحنه ای بازسازی کرده بودند
صحنه خرابه ای که حضرت زینب س و حضرت رقیه را یره یودند تو خرابه ای تاریک و خاکی
کلی گریه میکنم که یادم می اقته
دختر امام ع پدرش شهید شده
حضرت زینب س ظلم به پدرشون و شهادتشون و شهادت مادرشون و چشاندن زهر به امام حسن ع و شهادت امام حسین ع و پسران خودشون دیدن
بعد دست هاشون بستن تو بازار کوفه راه بردن و سنگ زدن
سرها جلوی چشمشون رو نیزه بود
یاد اینا که می افتم بعد می بینم حضرت زینب س شکایتی نکردند
چقدر مقتدر بودند و چه خطبه ای گفتند
بخدا با اینکه گریه ام میگیره اما اروم میشه
خطبه حضرت زینب س انقدر قشنگه
من اتفاقی تو یه پایان نامه خوندم