2777
2789
عزیزم نامزد من شغل آزاد داره اگه دادگاه بره بگه من بیکارم تکلیف مهریه چی میشه؟ 

مهریه  دین هست که باید  توسط مرد پرداخت بشه شما می تونید با شهادت شهوداثبات کنید که همسرتون بیکار نیست برای فرارازپرداخت مهریه گفته من بیکارم.

خودت باش حتی اگه کسی طرفدارت نبود........

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

دوست داشتیم همو به بدبختی بعداز پنج سال خانوادمو راضی کردم بهم رسیدیم اما اونی که فکرمیکردم نبود واب ...

ماهم همو دوس داشتیم متاسفانه مادرش خیلی ادم کوته نظر و بدیه خودشم که ‌..

ماهم همو دوس داشتیم متاسفانه مادرش خیلی ادم کوته نظر و بدیه خودشم که ‌..

اوایل کسی جرات نداشت بهم بگه بالای چشمت ابرو ولی یواش یواش مامانش خیلی تغییرش داد به حدی که الان جلوش بهم حرف میپرونه به روی خودشم نمیاره وقتی هم میگم  کلا طرف اونارو میگیره مادرش خیلی سیاست داره هیچی از علاقه ای که بینمون بود دیگه نمونده

خدایا شکرت♥️
با ادمی ک ۳ سال ۲ بار ترک کرده میشه زندگی کرد کاش دوسش نداشتم همه کارایی ک میتونم و حقمه باهش بکنم م ...

عزیزم تگر واقعا بدتت سخته تحمل شرایط با خانوادت برو پیش یه وکیل توشهرتون و مشورت بگیر که چجوری پیش بری هرکاری گفت بکن دادگاه واستون مشاوره هم میزاره برین ببینین تاثیر داره یانه و اگر بعداون خواستی برگردی به زندگی حتما ازش تعهد بگیر اینکارا رو وکیل خیلی وارده .یکی ازآشناهای ما اینکارو کرد چند ساله حق طلاق و حضانت و اینا دو وکیل واسش گرفته که تگر شرایط قبل شوهرش تکرار شه بتونه کاری کنه 

مهریه  دین هست که باید  توسط مرد پرداخت بشه شما می تونید با شهادت شهوداثبات کنید که همسرتو ...

یه چیز دیگه من با نامزدم نه دعوایی داشتیم نه بحث نه اختلاف الان میخواد الکی جداشه قبل از اینکه من اطلاع داشته باشم خونه و ماشین هاشو انتقال داده حالا نمیدونم به غریبه یا برادر یا پدر خونش ثبتی نیست آخه اون منطقه کلا خونه ها سند مادر دارن چه طوری ثابت کنم واسه فرار از مهریه اینکار رو کرده چون یه شهر دیگه زندگی میکنن و ما هر روز با هم تماس میگرفتم و مشکلی نبود من روحمم خبر نداشت که میخواد جدا شه بعد بهمون خبر دادن فقط سرگرم داره که یکسال بگذره که دادگاه نتونه اموالشو بگیره الان چیکار کنم

یعنی چی ؟

اعتیاد شوهر به موادمخدردرصورتی که  شرایط زندگی سخت شده شوهر اعتیاد ترک نکند

ضرب و شتم‌ توسط شوهر که با توجه به وضعیت زن غیرقابل تحمل باشه 

محکومیت قطعی به ۵سال حبس یا بیشتر

بیماری صعب العلاج یا بیماری روانی که زندگی  مشترک سخت کنه 

ترک زندگی به مدت ۶ماه بدون عذرموجه

البته باید توی دادگاه بتوانید ثابت کنید 

خودت باش حتی اگه کسی طرفدارت نبود........

من قلم خوبی ندارم اگر اینجا داستان زندگیم مینویسم چون هیچ کس ندارم بریدم از همه چی انقد که چندبار به خودکشی فکر کردم .. 

من دختر خیلی درس خونی بودم همیشه نمره هام عالی بود همه ازم‌توقع داشتن دکتر بشم تو فامیل دکتر صدام میکردن ۲ سال دبیرستانم اینجوری گذشت و من درس میخوندم و دختر خیلی ارومی بودم سال سوم رفتم دبیرستان غیر انتفاعی ک دبیرای بهتری داشت اونجا با کسایی آشنا شدم که بدترین تاثیر روم گذاشتن و منی ک هیچ وقت تو فاز پسر اینا نبودم .. درسام کم‌کم افت کرد هیچ کاری نمیکردم با پسری دوست نبودم اما دیگ انگیزه قبلم نداشتم تو حساس ترین سالای تحصیلیم کم کم افسرده شم اون موقع خواهرم از شوهرش جدا شده بود تاثیر بدی رو من داشت همش تو خونمون مکافات بود ما وصغ مالی خوبی داشتیم پدرم بازاری بود عین همع ی بازاریا بده بستون داشت پشتش حرف بود که من همیشه آزار میداد بگم ک برعکس مادرم ک‌ فرشته ی زندگیمه خانوم ترین شخصیه ک دیدم رالطم با مدرم خوب نبود یادم نمیاد پارکی رفته باشیم یا دورهم باشیم تا میومد میرفتم تو اتاق چون همیشه با موبایلش حرف میزد این معامله اون معامله 

بقیش تو ی پست دیگ مینویسم

یه چیز دیگه من با نامزدم نه دعوایی داشتیم نه بحث نه اختلاف الان میخواد الکی جداشه قبل از اینکه من اط ...

شما باید توی دادگاه بگید  که نامزدتون برای فراراز پرداخت مهریه اموالش به نام اقوامش کرده اگر دادگاه تشخیص بده که برای فراراز پرداخت مهریه هست تمام معامله باطل هست به شما مهریه تعلق می گیره 

خودت باش حتی اگه کسی طرفدارت نبود........

خلاصه اوضاع روحیم خوب نبود سال اخر ی روز ک از کلاس برمیگشتم ی پسری افتاد دنبالم من اصلا محل نمیدادم اون روز گذشت و چند بار تکرار شد خونمون یاد گرفته بود ی بار نزدیک خونمون از ماشین پیاده شد پسر خوشگلی بود ماشین خوبی داشت و خیلی  باادب شمارشو داد گفتم توروخدا برو میترسیدم سوپر مارکت فضول محلمون ببینه این گذشت و ی شب به شملرش نوشتم سلام نوشت شما پشیمون شده بودم دیگ جواب ندادم ک‌تند تند پیام میداد من منتطر پیام ی ادم مهمم توزوخدا بگین شما همون دخترین و... منم خر شدم جوابش دادم چند روز ک گذشت خیلی به من گیر میداد میگفت اگ نیای بیرون جلوفروشگاه باباتم میرم بهش میگم این شد ک دوستی ما شکل گرفت

کاش یک راهی بود که جدابشم آخه مگه حتما باید طرف معتاد ‌دزد ‌خیانتکار باشه همینکه دارم روانی میشم از بی احترامی هاش از بی توجهی هاش اینکه دیگه اون دختر سابق نیستم کافی نیست؟😔

خدایا شکرت♥️
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  15 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  14 ساعت پیش
توسط   خاتون868  |  3 ساعت پیش