2777
2789
عنوان

دلم خیلی گرفته

40 بازدید | 6 پست

سلام به همه دوستان چن روز پیش من از خواب پا شدم ینی ساعت ۱۱:۳۰ بود بیدار شدم اخه شبه قبلش رفته بودم حنابندون دیر وقت برگشتیم خلاصه سرتون رو درد نیارم بلند شدم رفتم بادبزن مادر شوهرمو بدم به چن دقیقه نکشید پدر شوهرم از بیرون اومد بعد گفت بیا در رو باز کن تا قفل در رو در بیارم درستش کنم در تراس رو میگفت بعد من هنوز رختخوابا رو جم نکرده بودم بش گفتم چن دقیقه منتظر باش بعد مادر شوهرم اومد اوردش تو بعد شروع کرد چرا رختخوابا هنوز پهنه چرا تو تراس خاک نشسته بش گفتم من همین الان از خواب پا شدم اومدم پایین گفتم بعد میام جمع میکنم تراس هم که خودتون هی میگید آب نریزید آب رو هدر ندید و .... دوباره شروع کرد چرت و پرت گفتن بم منم بش گفتم چرا اینجوری میگید زندگی خودمه هر موقع دلم بخواد جم میکنم هر موقع بخوام تمیز میکنم در اومد گفت خونه بابات خونه تو خلاصه یه عالمه حرف زد منم بش گفتم ب شما ربطی نداره دخالت نکنید بعد همونجوری که پیچ گوشی تو دستش بود خیز برد سمتم گفت میکنمش تو حلقت منم حلش دادم عقب حالا ب نظرتون من مقصرم یا اون ؟ ب نظرتون کارم درست بود ؟ 😭😭😭😭😭😭

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اوه اوه نمیدونم چرا خنده ترسناک اومد رو لبم جفتتون اول تو که چشم بازنکرده رفتی درخونه اونا دوم او ...

سارا جان اخه مادر شوهرم یه عادتی که داره اینه ک هر چیزی ازشون پیش ما باشه روزی ده بار صدا میکنه میگه بیارش واسمون 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز