۱- بچه بستنی میخورد.
مادر خلاق: به او دستمال میدهد تا دهانش را پاک کند.
مادر غیرخلاق: دور دهانش را پاک میکند.
۲- بچه نق میزند.
مادر خلاق: به کودکش نگاه می کند و از او می خواهد تا علت بدخلقیش را بدون گریه بگوید.
مادر غیر خلاق: دعوایش میکند. پدر به مادر میتوپد که بچه را دعوا نکن. بچه لگدی حواله پدر میکند. مادر میخندد. پدر بچه را دعوا میکند. و بعد برای آرام کردنش باز هم به او وعده و رشوه میدهند.
۳- بچه زمین خورده است.
مادر خلاق: با لبخند به کودکش نگاه می کند و با زبان بدن به او می فهماند؛ طوری نیست بلند شو و ادامه بده و او با خوشحالی بلند میشود و به بازی ادامه میدهد.
مادر غیر خلاق: دو دستی توی سرش خودش میزند و جیغ میزند و بچه را بلند میکند و مثل کیسه سیبزمینی میتکاند.
بچه میترسد و جیغ میکشد. بعد مادر بچه را پیش خود می نشاند و به او می گوید از جات تکان نخور وروجک. گوشی مادر زنگ می زند، مادر گوشی را جواب می دهد. و بچه از فرصت استفاده کرده و با این فکر پیروزمندانه که از دست مادر فرار کردم دوباره می رود تا بازی کند.
۴- در مطب دکتر حوصله بچه سر رفته است.
مادر خلاق: از کیفش کاغذ و مدادرنگی بیرون میآورد و بچه مشغول میشود.
مادر غیرخلاق: مثل گرامافونی که سوزنش گیر کرده باشد لاینقطع میگوید، «نرو، نکن، نگو، دست نزن، بیا، حرف نزن، آروم باش، بشین، ول کن، به پدرت میگم…». اعصاب همه رو خرد کردی. الان آقای دکتر میاد آمپولت میزنه!!!