بچه هاسلام.من یه جاری دارم که با خانواده شوهرم قهر بودن یه مدت.تو مدت قهرش من باهاش حرف میزدم چون میگفتم بامن که قهر نیست و مشکلی نداریم.با پدرسوختگی تمام تو این مدت از زیر زبونم حرف میکشید از خانواده شوهر و هی پرو بال میداد به حرفاش تامنم تحریک میشدم و باهاش غیبت میکردم.بیشتر دردو دل تا غیبت.حالا عوضی از خداخواسته خانواده شوهرم باهاش آشتی کردن.بلند شده تمام حرفامو بهشون گفته.😔😔دارم دیوونه میشم.مادرشوهرم منو خیلی دوس داره.اونو زیاد نه.مادرشوهرم به در گفت که دیوار بشنوه گفت که گاهی یکی گول میخوره و حرفای بدی میزنه و کار اشتباهی میکنه.خیلی شرمنده شدم.چه غلطی بکنم؟؟ شوهرم اگه بفهمه پوست کله امو میکنه.میدونم که به شوهرم نمیگه.ولی خیلی خجالت کشیدم.حالا چیکار کنم؟بنظرتون فردا بهش زنگ بزنم؟؟؟
بابا یعنی قشنگترین کلمه دنیا که هیچ مترافی نمیتونی براش پیدا کنی...
من فعلا جاری ندارم ولی از الان با خودم عهد کردم که اصلا با جاری درد دل نکنم و بد خانواده شوهرم و بهش ...
بگو لطفا این حرفها رو بمن نگو ،خودشون اگه لازم بدونن به من میگن وقتی پشت سرم میگن پس اهمیتی نداره، اونا تورو ناراحت نمی کنن بلکه این ک حرفها رو به شما میزنه نلراحتت می کنه
بارها بهش گفتم یه مدت چیزی نمیگه دوباره شروع میکنه واقعا دوست ندارم بدونم چی میگن ندونم حرص ه ...
گوش نده پاشو برو یه جای دیگه بحثو عوض کن ،بگو مهم نیست شاید کار بدی کردم ایرادی نداره،،،، آخه مردو چه به این حرفها،،،،یادت باشه از آدمهای خبرچین فرار کن اینا آتیش به پا می کنن ،اینکه بلده این حرفها رو بزنه پس مطمئن باش حرفهای تو رو هم ممکنه به کسی دیگه بزنه، و کلا روابطو بهم میزنن،،،،از اینم گذشته وقتی یه نفر خبر چینی میکنه برای اینکه حرفش بگیر داشته باشه چند تا هم روش اضافه می کنه و میگه دوری کن