عزیزم شما خیلی یه طرفه به قاضی میری
من درمقابل سوهرم خیلی وقتا و خیلی جاها کوتاه اومدم و خیلی سختیا بخاطرس تحمل کردم و اینکه انتظار دارم حداقل نازمو بکشه ک البتع اونم جون مقصر صذ درصد بوده زندگی فامتری نیست
ازش خاسته بودم بک جایی رو نره گفته بود باشه پنج بار بدون اینکه به من بگه رفت و من میفهمم ک میره هردفعه بعدش با ارامش بهش گفتم خوشم نمیاد میری اونحا گفت باسه ببخشید و راست میگی ولی دگ نمیرم باز تکرارش کرد
جدیدا دوسه باره میره اونجا و گوشیشو خاموش میکنه من نفهمم چندروز پیش تاخاموش کرد رفتم اونجا ببینم اونحاس یانه ماشینشو دیدم برگشتم بهش گفتم انکارکرد گفتم دیدم ماشینتو گفت کعذرت میخام اذیتت کردم دیشب دوبارره این حرکتو زد و من اصلا دک خودمو کنترل نکردم و بنظرم خق با من بوده حایی ک بهتون میگم شوهرم میره نمیخام بگم کجاست ولی یجورایی ربط به گذشتش داره و من صلاح نمیدونم بره
همش به کنار من شوهرم به چیز کوچیک بهم بگه یا بدونم با کاری مخالفه خودم انجامش میدم یکاری دوروز قبل براش کردم بدون اینکه بگم بهش چون میدونستم حساسه وقتی فهمید با اینکه بی نهایت خجالتیه جلوی مامانم بغلم کرد بوسم کرد کاش اونم این خوبیای منو میدید سکت چیزای ک نباید نمیرفت