من....نگاه اینه میکنم احساس میکنم کنارچشمم چروک افتاده...سنی ندارم ولی خب الا انتظارشونداشتم...شوهرم احساس میکنم بهم اهمیت نمیده نمیدونم به زندگی سردشدم یه پسرکوچیکم داره مدام بهانه گیروبهم وابسته اس...دوست دارم چاق بشم ناخن بلندکنم.موهامورنگ بزنم ...خونم مرتب باشه..خوب بپوشم خوب بخورم.موندم....