بخدا ما مشکل مالی نداشتیم به هیچ وجه، ولی عشقش کارش بود میگفت ی عمر درس خوندم که برم دنبال شغل مورد علاقم نمیتونم از کارم دل بکنم
من همیشه تنها بودم، انقدر که مجبور بودم از تنهایی تا ساعت 7-8 شب بمونم سر کارم، خودم که خانواده ای ندارم خانواده اونم به خاطر ازدواجمون طردمون کرده بودن. ازدواج بدتر منو تنها تر کرد، حالا هم که جدا شدم با ی حال روحی خراب و داغون