امشب با مادرشوهر و خواهر شوهر اینا قرار بود بریم باغ من بهتون بگم که با جاریم میونه خوبی نداریم البته خودش۳ سال پیش الکی دعوا کرد و قطع رابطه کرده بعدش مادرشوهر زنگید گفت امشب قراره بریم باغ بیا گفتم باشه اصلا چیزی نگفت که جاریم هم قراره بیاد بعدش پدرشوهرم گفت فلانی هم هست اگه اومد برو دستش بگیر البته من چند بار تو مهمونی دست دادم اون نداده گفتم نه پدر من همچین کاری نمیکنم حالا که اونم هس من نمیام گفت اگه نیومدی قطع رابطه کن با ما😔😔بعدش مادرشوهرم زنگ زد ازدلم در اورد ولی درکلا ناراحت شدم😔