پدربزرگ من 😩گوشاش سنگینه از سمعک هم خوشش نمیاد😐باید بریم دقیقا کنارش بشینیم تابشنوه حرفامونو ،هی میگه بیا جلوبابا ،فکر کن باهاش فیس توفیسی داری حرف میزنی...یهو یه اروغ میزنه باصداا😑😑😑😦
من دیگه یادگرفتم نفسمو حبس میکنم میرم عقب اروم .
خیلی شرایط سختیه😩اصن عوق میزنم کسی جلوم اینکار بکنه دست خودم نیست . کاش ما پیرشدیم اینطوری نشیم