2777
2789
عنوان

مهمونای کثیف

| مشاهده متن کامل بحث + 11850 بازدید | 101 پست

یکیشون رفت دستشویی از پیپیش ریخته بود رو شلوارش رو پاچه شلوار انگار نفهمیده بود همین ک پاشو گذاشت تو پذیرایی ریخت از شلوارش اومد کسی نفهمه پا گذاشت روش. 

یا امامزاده بیژن هنوز بش فک میکنم مخم سوت میکشه

زان روز حذر کن که ورق برگردد... 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

یکی مدفوع کرد رو فرش با دستش داشت می‌مالید فرش 

😷😷😷

رادینم..پسرمامان هیچوقت فکر نمیکردم یه پسر شیرین مثل تو داشته باشم از وقتی اومدی دنیای مامان قشنگ شد عشق کوچولوی من مرد کوچیک مامان...😍نازگلم قلبمی معجزه کوچولوی من دختر قشنگه مامانربان گوشه ی عکست...حق من این نبود عکستو بااون ربان مشکی ببینم داداشی😔😭🖤 پادشاه زندگی من جایی همین نزدیکی ها مشغول تلاش است...کم می خوابد. استراحتش کم است.دستان مردانه اش را که حکمتش را نمیدانم چرا آرامش بی پایان دارد.پادشاه من خسته میشود اما خستگی در میکند از من...آغوشش از جنس خواب است بی هوا هم که بغلش کنی چشمانت بسته میشود از آرامش بی حساب...چه افتخاریست خانمی کردن برای چنین گوهری...چه برکتیست که خستگی اش با من در میشود...به خودم میبالم که از وجود من لذت میبرد... دستانم خالیست. چیزی برای عرضه ندارم. اما تا آخرین شماره های نفس هایم قدر دان توام..قدردانم که پادشاه من بهترین مرد زمین است...لمس قشنگیست واژه خوشبختی و من خوشبخت ترینم با تو❤همین که از عمق وجود میدانم دوستم داری برایم کافیست...

دختر جاریم فوق العاده کثیفه لنگه ننش

دختره دستشویی کرده بود جاریم به هوای پوشک داشتنش نمیشست

بعد که شیت با پیراهنش پاکش کرد بجای خشک کن

غذاخوردنش و نگم برات

اینا که گفتم تو مهمونی هاست خونه خودش غیر قابل توصیفه

لطفا لایک نکنیدباتشکر از شعور بالای شما  و ریپلای کردن‌ بخاطر نظر مخالف مساوی با بیشعوری صددرصد شماست.

خواهر شوهرم رو دعوت کرده بودم مریض بود شدید ولی به خاطر من اومد..دوتا پسر شیره به شیره داره.. پسر کوچیکه جیش کرده بود رو فرش باباش دیده بود ولی بهم نگفت که بعدا آب بکشم فقط دیدم زن و شوهر پچ پچ میکنن و ناراحتن.. مادر شوهرم اونجا بود دیده بود بهم گفت که بعدا آبکشی کنم

یکی از فامیلامون اومده بودن خونمون خیلی سال پیش

میرفتن دسشویی، نمیشستن توالتو. لکای زرد روی زنگ میموند بوی گند میومد تو دسشویی

شوهرش میرفت حموم، دور حمومو نمیشست. پررر مو بود دور حموم. مو و کف صابون جامد 🤢

عووووق یادم افتادن

اه

ادب مرد به از دولت اوست 👌 (میتونم به سوالات حقوقیتون در حد دانش و توانم و یاری حافظم پاسخ بدم ❤ از کمک کردن بهتون خوشحال میشم. شرطشم یه صلوات برای نتیجه ی آزمون وکالتمه ❤❤❤)

همین الان رفتم دیدم مهمونامون تو سطل زباله‌های خشک که بیرون اپارتمان هست، بستنی ریختن    . سطل هم تازه خالی شده بود و بستنی چسبید بهش. اون روزم که اومده بودن همه آسانسورو بستنی کردن ما بعدش رفتیم تمیز کردیم. الانم باید برم سطلو بشورم

خییییییلی باید جلوی خودمو بگیرم که چیزی به همسر نگم

خونه پدر شوهرم بودیم داماد عمه شوهرم با بچه های شلخته و کثیفش اونجا بودن . من رفتم سرویس بهداشتی دیدم 💩 نشستن از تو سنگ همونجا مونده. کار بچه هاش بود فکر کنم دل و رودم اومد تو دهنم. رفتم به مادر شوهرم گفتم  اونم پدر شوهرمو فرستاد شستش 😑. حالا همش به کنار اون که ک..و.. ن نشسته رفته بوده رو مبل نشسته بود 😖😖  زندگیشونو به گند کشیدن 

یه معلم دینی تو دبیرستان داشتیم ، میگفت اگه یه مرد تو خیابون صداتون کرد ، نگین بله ! بگین  هان .  شاید همون لحظه داشته صیغه میخونده!                                                        اون اولین درس زندگیم بود ..😂🤭

خونه یه بنده خدا دعوت بودیم ،مهمونی بود 

من یهو چشمم خورد به یه پسر بچه اروم که یه گوشه واستاده بود، تو یه حرکت ، بی ادب دستش کرد تو دماغش بعد دراورد مالید به دیوار😒😒😒 تا اخرشب مواظب بودم سمتم‌ نیاد 😬😒 

چرا امضات کم رنگه  اینجانب از سال ۹۶ ب دلیل کاهش ناگهانی گربه ها ذائقم تغییر کرد و پیتزا رست بیف رو جایگزین کردم.نام کاربری قابل تغییر نیست دیگه  
یکیشون رفت دستشویی از پیپیش ریخته بود رو شلوارش رو پاچه شلوار انگار نفهمیده بود همین ک پاشو گذاشت تو ...

آره منم همین اتفاق افتاد برام بچه تا برسه دستشویی ازش ریخت منم بی حواس پا گذاشتم روش له شد  

خدایا ؛ حال بد مارا به حال خوب خودت تغییر ده💝

خانم بود ادامسو میچسبوند رو درو دیوار غذا میخورد چایی میخورد بعد ادامسو دوباره تو دهنش میچرخوند از مسواکم استفاده کرد وهمینطور حوله تا اینا رفتن ماپدرمون دراومد خونه زندگیمونو به گند کشید

یکیشون رفت دستشویی از پیپیش ریخته بود رو شلوارش رو پاچه شلوار انگار نفهمیده بود همین ک پاشو گذاشت تو ...

🤣🤣🤣🤣🤣

رادینم..پسرمامان هیچوقت فکر نمیکردم یه پسر شیرین مثل تو داشته باشم از وقتی اومدی دنیای مامان قشنگ شد عشق کوچولوی من مرد کوچیک مامان...😍نازگلم قلبمی معجزه کوچولوی من دختر قشنگه مامانربان گوشه ی عکست...حق من این نبود عکستو بااون ربان مشکی ببینم داداشی😔😭🖤 پادشاه زندگی من جایی همین نزدیکی ها مشغول تلاش است...کم می خوابد. استراحتش کم است.دستان مردانه اش را که حکمتش را نمیدانم چرا آرامش بی پایان دارد.پادشاه من خسته میشود اما خستگی در میکند از من...آغوشش از جنس خواب است بی هوا هم که بغلش کنی چشمانت بسته میشود از آرامش بی حساب...چه افتخاریست خانمی کردن برای چنین گوهری...چه برکتیست که خستگی اش با من در میشود...به خودم میبالم که از وجود من لذت میبرد... دستانم خالیست. چیزی برای عرضه ندارم. اما تا آخرین شماره های نفس هایم قدر دان توام..قدردانم که پادشاه من بهترین مرد زمین است...لمس قشنگیست واژه خوشبختی و من خوشبخت ترینم با تو❤همین که از عمق وجود میدانم دوستم داری برایم کافیست...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792