2821
2789
عنوان

بیایید یه لحظه

41 بازدید | 1 پست

سلام من تازه 15 روزه دخترم به دنیا اومده یه پسر سه ساله هم دارم خیلی سختم شده شوهرم اصلا کمک نمیکنه یعنی صبح میره ظهر میاد یه غذا میخوره میخوابه بعد میره تا ساعت 12 شب خونمون فروختیم پارسال 3 طبقه میخواست بزنه تو کار ساخت و ساز که گرونی شد و زد تو کار اسب الان بیشتر وقتش تو اسطبل حالا همش کار اسب نمیکنه چون همه فک و فامیلشون میرن اونجا دور هم هستن منم تقریبا هر روز عصر میرم خونه مامانم ولی از یه طرف ناراحتم چرا شوهرم کمک نمیکنه تو خونه و از یه طرف نگران آیندمون هستم بهش میگم نمیشه رو موجود زنده حساب کرد میگه من خودم میدونم دارم چیکار میکنم حالا به نظرتون دل نگرانیام بجا هست یا اینا از علایم بعد  از زایمانه؟

کاربر قدیمی ام behi24کاربریما گم کرده ام😦😦

من فقط یه چیزو میدونم اونم اینه که نذار افسردگی بعد از زایمان بین تو و شوهرت فاصله بندازه.من دقیقا تجربه شمارو دارم.فاصله بچه هام خیلی کمه.دقیقا نگرانیای شمارو داشتم.اینده و خستگی و نگرانی.الان میدونی چی شده؟زندگیمون جهنم شده.شوهری که قبلا فقط کمی بازیگوش بود الان با وقاحت با عشقش توی خونه تلفنی حرف میزنه قرار میذاره میره و میاد.به منم میگه تقصیرخودته چقد بهت گفتم بهم بی توجهی نکن.گوش نکردی.اینم بهتون بگم من بی توجه نبودم من فقط یه مادره دست تنها بودم که داشتم بچه هامو تروخشک میکردم .مردها اکثریت مردها اونقد عقل و منطق ندارن که بفهمن بچه کوچیک داشتن یعنی از خودگذشتن یعنی یه چند صباحی خودتو فراموش کنی خودتو یکمی توی تنگنا بذاری تا بچه هات آروم و خوب و خوش دوران نوزادیو طی کنن.گرچه میدونم حتی اگه تمام وقتم رو هم میذاشتم برای اون مرد بازم بالاخره همه این کارارو میکرد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز