1421
1411

من آخرتیر

فقط 25 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
هر لحظه این را به یاد داشته باشید که اندازه مشکلاتت از قدرت خداوند خیلی کوچکترند.پس همواره با خودت زمزمه کن:لا حول و لا قوه الا بالله

خانوم هایی که  میخوان  زیباتر و جوان  تر از  همیشه  به  نظر بیان اینجا 


میتونید  از تخفیفات  پاییزه  هیجان  انگیزی استفاده  کنید


😂😂۲ سال اقدامم

اگه بخوام یک خلاصه از خودم بگم دوست دارم اینجوری بگم؛ از یک دنیای زیبا و پر از ناز و نعمت پرت شدم تو دنیایی که به خیال خودم مانند کتاب ها قراره رویایی باشه(ازدواج).ولی فهمیدم هیچ چیزی مثل رویاها نیست ،رویاها به همون جای خودشون تعلق دارن و ما داریم تو دنیای واقعی زندگی میکنیم دنیایی که غم داره شادی داره خنده داره گریه داره ،دنیایی که مانند یک ترازو هست گاهی ترازوی غم و گریه سنگین تره و گاهی ترازوی شادی و خنده .بعد از گذشت یک مدت از ازدواجمون با کلی ذوق با همسرم تصمیم گرفتیم یک عضو سوم به رابطه دونفرمون اضافه کنیم یا بقول همسرم یک زیرمجموعه کوچولو 😁...اما دوسال از اون روزا میگذره 😞، تو این دوسال ترازوی غم😔 و گریه😭 و غصه😞 تو زندگیمون سنگین تر بوده و دنیامون رنگش خاکستری شده 💔 ،چونکه زیرمجموعه کوچولوی ما هنوز نیومده ...تو این دوسال تنها چیزی که بغلمون پر کرده فقط مشتی از اوراق: معرفی نامه ها /ازمایش ها /نسخه ها و.. هست و یک جمله تلخ دکتر که تا ابد تو گوشمون هست :شما به صورت طبیعی به هیچ عنوان قادر به بچه دار شدن نیستید. اواخر برج ۱ سیکلiui  شروع کردیم و در کمال ناباوری ۳ روز زودتر از موعدم پریود شدم و توی ناامیدی غرق شدم. تو همون روزها دکترم سیکل میکرو (یا به اصطلاح عموم ivf) شروع کرد ...روزهای سختی میگذروندم سختی من موقعی به اوج رسید که متوجه شدم هایپر شدم و ۱۰ روز بالجبار شرایط بحرانیم بیمارستان بودم و کمترین خواستم مرگ بود، بس که درد داشتم و درد .الان خوبم و زنده ام منتظر زیرمجموعه کوچولوی خودمم که دکتر گفته به زودی قراره توی بطنم احساسش کنم .دوستان دعام کنید برام انرژی مثبت بفرستید ❤❤از خدا بخواید که کوچولومون زودتر بهمون اضافه بشه و دنیامون رنگی کنه. و چندتا نکته: دوستان این کاربری دوم منه ؛کاربری اولم مال سال ۹۶ بود.و نکته بعد؛ نام کاربریم، فقط فقط از سر حرص تایپ کردم اووف و درکمال ناباوری تاییدش کرد 🤐و درمورد تصویر پروفایل ؛من مدیون حضرت زهرا هستم و هرموقع کامنتی میزارم که باعث میشه پروفایلمو و نام مبارک حضرت ببینم احساس ارامش میکنم پس لطفا ازم نخواید که عوضش کنم❤
1436
1432
😂😂۲ سال اقدامم

منم قبلا تو اقدام بودم ی سقط داشتم بعد اون هیچی نشد رفتم دکتر س ماه قرص جلوگیری داد گفت بعد اون اقدام کن تیر قرصه تمومم میشه

عشق نی نی      
از بچه  فروردینی  خوشم نمیاد   فکر میکنم  شیطونن خخ

منم دلم اردیبهشتی میخواداما میگم اگه نشه باز خرداد نمیخوام

فقط 25 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
هر لحظه این را به یاد داشته باشید که اندازه مشکلاتت از قدرت خداوند خیلی کوچکترند.پس همواره با خودت زمزمه کن:لا حول و لا قوه الا بالله
کارایی خاصی هم کردین یا نه ؟ 

من که  آزمایشامو دادم  اسفند ۹۷  این چند ماهم مشغول دندون پر کردنو کشیدنو اینا بودم   شوهرمم میخاد بچش  خردادی بشه  من  برام فرقی نداره   ولی  دیگه  از مرداد  اقدام  میکنم  اگر شوهر یاری کند   اخه شوهرم یجوریه عصبانی که میشه میگه بچه نمیخام جدی جدی  همکاری نمیکنه😁

1427
منم قبلا تو اقدام بودم ی سقط داشتم بعد اون هیچی نشد رفتم دکتر س ماه قرص جلوگیری داد گفت بعد اون اقدا ...

ایشالله زود زود دامنت سبز میشه

اگه بخوام یک خلاصه از خودم بگم دوست دارم اینجوری بگم؛ از یک دنیای زیبا و پر از ناز و نعمت پرت شدم تو دنیایی که به خیال خودم مانند کتاب ها قراره رویایی باشه(ازدواج).ولی فهمیدم هیچ چیزی مثل رویاها نیست ،رویاها به همون جای خودشون تعلق دارن و ما داریم تو دنیای واقعی زندگی میکنیم دنیایی که غم داره شادی داره خنده داره گریه داره ،دنیایی که مانند یک ترازو هست گاهی ترازوی غم و گریه سنگین تره و گاهی ترازوی شادی و خنده .بعد از گذشت یک مدت از ازدواجمون با کلی ذوق با همسرم تصمیم گرفتیم یک عضو سوم به رابطه دونفرمون اضافه کنیم یا بقول همسرم یک زیرمجموعه کوچولو 😁...اما دوسال از اون روزا میگذره 😞، تو این دوسال ترازوی غم😔 و گریه😭 و غصه😞 تو زندگیمون سنگین تر بوده و دنیامون رنگش خاکستری شده 💔 ،چونکه زیرمجموعه کوچولوی ما هنوز نیومده ...تو این دوسال تنها چیزی که بغلمون پر کرده فقط مشتی از اوراق: معرفی نامه ها /ازمایش ها /نسخه ها و.. هست و یک جمله تلخ دکتر که تا ابد تو گوشمون هست :شما به صورت طبیعی به هیچ عنوان قادر به بچه دار شدن نیستید. اواخر برج ۱ سیکلiui  شروع کردیم و در کمال ناباوری ۳ روز زودتر از موعدم پریود شدم و توی ناامیدی غرق شدم. تو همون روزها دکترم سیکل میکرو (یا به اصطلاح عموم ivf) شروع کرد ...روزهای سختی میگذروندم سختی من موقعی به اوج رسید که متوجه شدم هایپر شدم و ۱۰ روز بالجبار شرایط بحرانیم بیمارستان بودم و کمترین خواستم مرگ بود، بس که درد داشتم و درد .الان خوبم و زنده ام منتظر زیرمجموعه کوچولوی خودمم که دکتر گفته به زودی قراره توی بطنم احساسش کنم .دوستان دعام کنید برام انرژی مثبت بفرستید ❤❤از خدا بخواید که کوچولومون زودتر بهمون اضافه بشه و دنیامون رنگی کنه. و چندتا نکته: دوستان این کاربری دوم منه ؛کاربری اولم مال سال ۹۶ بود.و نکته بعد؛ نام کاربریم، فقط فقط از سر حرص تایپ کردم اووف و درکمال ناباوری تاییدش کرد 🤐و درمورد تصویر پروفایل ؛من مدیون حضرت زهرا هستم و هرموقع کامنتی میزارم که باعث میشه پروفایلمو و نام مبارک حضرت ببینم احساس ارامش میکنم پس لطفا ازم نخواید که عوضش کنم❤
من که  آزمایشامو دادم  اسفند ۹۷  این چند ماهم مشغول دندون پر کردنو کشیدنو اینا بودم & ...

خخخخ شوهر منم بروز نمیده میگم بچه دار بشیم میگه باش بعد اون ذوق و شوق نداره مث من

عشق نی نی      
کارایی خاصی هم کردین یا نه ؟ 

در حال علف خواری هستم. ک ان شاءالله دوقلو بشه

فقط 25 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
هر لحظه این را به یاد داشته باشید که اندازه مشکلاتت از قدرت خداوند خیلی کوچکترند.پس همواره با خودت زمزمه کن:لا حول و لا قوه الا بالله
1364
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1405
1426
1388
1380
1382
1365
1402
1407
224
29
1439
1415