سلام آرام جون این چند روز جریانت رو دنبال کردم
دختر گل تو متوجه اشاره کوچیکش نشدی؟ شوهرت یجا کاملا واضح بهت گقت نمی ترسی؟ دیگه مامانمم نیست که دلت بگیره!!! البته شایدم تو بد به ما منتقل کردی
ولی اگه اینجوری گفت شک نکن که خودش که حساس شده بود مامانش هم احتمالا ازش جویا شد که اوضاه چطوره ؟ آرام دلخور بود؟ امروز هم ساکت بود همش ...
و این حرف ساده و احتمالا بی منظور مادرش باعث شده که دوباره آتیشش روشن شه و این مدت کم محلی کنه
عزیزم من با اینکه 9 سال ازت بزرگترم ولی منم نسبت به حرف و گله و انتقاد طرف مقابلم هیجانی عکس العمل نشون میدم و این دقیقا باعث میشه آدم بیشترین ضربه رو تو روابطش بخوره و عجولانه فرصت سوزی کنه
ای کاش وقتی اون حرف رو زد بجای اینکه بگو منو برسون خونه و باعث شی اونم قاطی کنه خیلی خانومانه صبوری میکردی و وقتی برمیگشت ازش توضیح میخواستی .... میدونم بهت حق میدم که به آدم بر بخوره ولی عکس العمل تو اثبات کرد بهش که تو خیلی بچه ای در حالیکه تو حق داشتی دلخور شی و حرف ایشون اشتباه بود و بهتره بگم شیوه انتقالش از روی کابینت نشستن تو بچگانه تر بود
جفتتون با هم بشینید در آرامش صحبت کنید الان هم تو پیشقدم نشو هرچقدر ک طول بکشه
بذار اون متوجه شه که شیوه بیان انتقادش بد و دور از شان تو بوده