اسی! هرجا لازم شد از راهنمایی مامانت تو زندگی تزریق کنی اون حرفهای مامانتو ب سبک و ادبیات خودت مطرح کن! نگو مامانم گفت! مگر جایی ک مامانها و بزرگترها باید مطرح بشن!
از رو کابینت نشستن و شیطنهات دست برندار اما خیلی هم خرجش نکن بذارر دلش برای اون کارات تنگ بشه! 😁
الانم ک بهت وقت داده رو حرفهاش فکر کنی فکر کن و هر حرفی ک میخوای بهش بزنی رو مث یه خانم عاقل و بالغ بزن و یه روز دعوتش کن بگو به حرفهات فکر کردم و حالا نوبت توعه ک بشینی گوشی بدی و حرفی نزنی! خیلی محکم و بدون بغض و با جذبه همه ی احساسات ناراحتی هات و حرفهای فرو خوردتو بگو و هر وقت اومد حرف بزنه بگو امروز نوبته منه!
این جلسه رو هفته ی اینده بذار و توی این مدت مث خودش سرد و مشغول برخورد کن اصلا مجبور نیستی همه چیز رو عادی جلوه بدی! باید اون روی بزرگانه رفتار کردنت رو ببینه! اما همش با منطق باشه کارات! اگرم گفت چرا اینطوری شدی بگو دارم به حرفات فکر میکنم! 😁
بعدم توی اون جلسه بگو اولین درس زندگی مشارک اینه ک همدیگر رو اونجوزی ک هستیم بپذیریم و این ب معنای مقاومت در برابر تغییر نیست! اما اینکه انتظار داشته باشیم یه ادم برونگرا درونگرا و یا بالعکس بشه یعنی کوبیدن یه ادم و از نو ساختن!
بعدم بهش بگو تو عاشق اون خصوصیاتم شدی و من مطمئنم اگر تغییر کنم (ک بعید میدونم) دیگه عشقی نمیمونه!
حالا اسی جون اگر تست ازدواج ندادید ک برون گرایید یا درونگرا حتما اقدام کن چون تو زندگی ب مشکل میخورید!