خواهر زادم یازده سالشه فکر کنم همینجور پیش بره عاشق برادر زادم می مونه امروز رفتیم گردش با ابجیم خواهر زادمم بود قرار بود برادر زادمم بیاد نتونستن بیان همش خواهر زادم اخماش توی هم که چرا نیومده نیم ساعتی هم یک بار می پرسید واقعا علی نمیاد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.