کو تگم کن بخونم.من اوایل میگفتم خوابه اهمیت نمیدادم ولی وقتی درست درمیومد میترسیدم. حتی ازدواج هم دیدم. دختر خالم سالم بود تو عید ی روز قبل اینکه بیان خونمون البته خبر نداشتیم میان. خواب میبینم تو خونه قدیمیمون میا با لباس سیاه به تنش میخوایم صبحونع بخوریم نون نداریم میگه من میرم نون بخرم اینا میخوام جلوشو بگیرم که تو مهمونی زشته تو نرو من میرم هرچی دستمو دراز میکنم نمیتونم بگیرمش انگار یه چیزی فاصله میندازه بینمون بعد بهم میگه با لبخند برمیگردم نگران نباش. فرداش میان خونمون مانتو سفید پوشیده بود گفتم بهش خوابتو دیدم اینطوری سیاه پوشیدی حتما تعبیرش اینه میاین خونمون با لباس سفید مانتوش گفتم. بعد خرداد حالت سرماخوردگی داشت سرفه اینا دیدیمش که میگن سرما خورده چیزی نیست که بعدترش میفهمن سرطانه و شب یلدا فوت میکنه یعنی اون موقع که من خواب دیدم نشانه مریضی نداشت و کسی نمیدونست حتی خودش