2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

واقعابریدم اصلاحس می کنم توان این همه ناراحتی واسترس وندارم...من براخودم ازعلی ام متاسفم ترم چون هیچ ووووقت نتونستم باهاش صحبت کنم نمی دونم شایدچون علی خیلی خوب حرف میزنه همیشه باحرفای قلمبه سلمبه یه کاری می کنه من اعتمادب نفسم وازدست بدم ...الانم خونه مامانمم از دیروزه نه به عنوان قهربرای دوری ازعلی وکسب آرامش...

بویِ روزهای خوب می آید...

به بابام جریان وبه صورت کلیات گفتم وازش خواستم چندروزی بمونم براآرامش...علی ام دیشب اومدعادی نه بابام چیزی بهش گفت نه اون حرفی زدامامن محل نزاشتم بهش...آخرشب میخواس بره باهاش نرفتم هرچی گفت...خلاصه رفت وچندتاپیام توتلگرام برام نوشت که دلت اومدتنهام بزاری؟دلم نمیادروتختمون بی توبخوابم...ازاین حرفا...گفت نسترن وچرابلاک کردی؟بهم پیام داده داداش مگه من چکارکردم که بلاکم کردی؟گفت سریع فهمیدم کارتوئه گفتم دستم خورده لابدآن بلاکش کردم...منم کفری شدم گفتم غلط کرده میخواست بگی فاطمه این کاروکرده اونم بخاطراون حرکت زشتت...اونم گفت فاطمه بیادیگه راجع بهش حرف نزنیم اگه اینجوری نمیگفتم برای توبدترمیشد...

بویِ روزهای خوب می آید...
به نظرم باهمدیگه بریدمشاوره.بعد مشکلت به مامان بابات بگو تا اوناهم با شوهرت در میون بذارن که تو اذیت ...

امشب قراره پارک داشتیم بامامانش اینا...علی گفت میام سراغت گفتم نه اصلانیاکه نمیام...ولی دوستم ندارم جاریم ومامان علی بفهمن اومدم قهر...استرس گرفتم

بویِ روزهای خوب می آید...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کربلا

tyttttttttttrrrrrrrr | 2 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بیبیگلیی  |  5 ساعت پیش