2777
2789
عنوان

مهمه کمکم کنید

190 بازدید | 33 پست

سلام، من یه اختلاف بدی بین من و همسرم پیش اومد و بحث بالا گرفت و همشم سر یه موضوع بیخود ، حالا بگذریم

من جامو از همسرم جدا کردم برای اولین بار چون خیلی به غرورم برخورد، حالا دوست دارم برگردم سرجام ولی نه اصراری میشه از سمتش نه هم غرورم اجازه میده، کمکم کنید اصلا حس خوبی ندارم ، مطمئنم که دوست داره برگردم سرجام چون بشدت بهم وابسته است موقع خواب از نظر عاطفی،،اصلا بحثم ازون لحاظ نیست ،،، این شبا ساعتها طول میکشه که بخوابه حتی امشب سه تا قرص سردرد خورد 

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور  

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خواهرانه بگم 

خیلی حرکت تون اشتباه بود ....!

قرار نیست  وقتی از چیزی  عصبانی میشیم  یا اختلافی پیش میاد ، همدیگه رو بلاک کنیم .. 

بنظرم برای اینکه حرمت تونم حفظ شه ، بهتره  ب بهانه اینکه  اختلاف رو‌ حل کنید ، بشینید حرف بزنید  و  تمومش کنید ...

فردا هم جمعه ست و روز تعطیل تونو  تلخ و زهر نکنید بهم 


ماه هاست دنیا دارد ضدعفونی می شود                                                       گویی مهمان ویژه ای  در راه است ....

چه سخت میگیری زندگیه خودتو ،،،هیچی بدردت نمیخورع جز محبت کردن و عدم غرور ،،پس غرورو بزار کنار چون ارزشی ندارع و برو کنارش محبت کن بهش بگو بدون توو جداازتو نمیتونم بخوابم 

بـا((خــــــدا)) باش و پــــادشاهی کن❤
با اولین پست که گذاشتین تو تاپیکم اشکام ریخت 

الهی بمیرم عزیزدلم ،خب همینجوری بااشکات برو کنارش بگو طاقت ندارم جداازشوهرم بخوابم توشاید بتونی طاقت بیاری ولی من نمیتونم اصلا

بـا((خــــــدا)) باش و پــــادشاهی کن❤
خواهرانه بگم  خیلی حرکت تون اشتباه بود ....! قرار نیست  وقتی از چیزی  عصبانی میشیم ...

میدونم خیییییلی کارم اشتباه بود 

ولی اون شب خیلی بهم فشار اومد بی احترامی کرد یه حرکتی زد که خط قرمزم بود و اونشب برام تموم شد خودش و احساسی که بهش داشتم، نگید بچه گانه فکر کردم چون خیلی سختم بود 

این طولانیترین قهر کل زندگی مشترکمه اللن هشت روزه و با امشب نه شبه که من جدا میخوابم ازش و بعد از نه شب این اولین شبیه که دلم تنگش شد

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور  
بگو دیشب همش تو خواب حرف میزدی میگفتی عزیزم غلط گردم بیا سرجات من بدونه تو خوابم نمیبره .اشتباه کردم ...

اتفاقااتفاقا دیشب دوبار اسممو صدا زد تو خواب

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز