همه آدمها، در آغاز جوانی میدانند افسانه شخصیشان چیست. در آن دوره زندگی، همه چیز روشن است، همه چیز ممکن است و آدم از رؤیا و آرزوی آنچه دوست دارد در زندگی بکند، نمیترسد. با این وجود، با گذشت زمان، نیرویی مرموز تلاش خود را برای اثبات آن که تحقق بخشیدن به افسانه شخصی غیرممکن است، آغاز میکند.
نیروهایی هستند که ویرانگر مینمایند، اما در حقیقت چگونگی تحقق بخشیدن به افسانه شخصیمان را به ما میآموزند. نیروهایی هستند که روح و اراده ما را آماده میکنند؛ چون در این سیاره یک حقیقت بزرگ وجود دارد: هر که باشی و هر کار کنی، وقتی چیزی را از ته دل طلب میکنی از این رو است که این خواسته در روح جهان متولد شده. این مأموریت تو بر روی زمین است.
روح جهان از خوشبینی انسانها تغذیه میشود یا از بدبختی، ناکامی و حسادت آنها. تحقق بخشیدن به افسانه شخصی یگانه وظیفه آدمیان است. همه چیز تنها یک چیز است و هنگامی که آرزوی چیزی را داری، سراسر کیهان همدست میشود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
راز خوشبختی این است که همه شگفتیهای جهان را بنگری.
ناگهان احساس کرد که میتواند هم چون یک قربانی نگون بخت دزدان به دنیا بنگرد یا همچون ماجراجویی در جستجوی گنج. پیش از آن که از شدت خستگی به خواب فرو برود، اندیشید: من ماجراجویی در جست جوی گنج هستم.
آدم هر چه به رؤیایش نزدیکتر شود، افسانه شخصی بیشتر به دلیل راستین زندگیاش تبدیل میشود.
وقتی از ژرفای قلبت چیزی را بخواهی، به روح جهان نزدیکتری. روح جهان همواره نیروی مثبتی است.
زندگی یک جشن است؛ جشنی عظیم، چون همواره در همان
لحظهای است که در آن زندگی میکنیم و فقط در همان لحظه.
وقتی آدم عاشق باشد، همه چیز معنای بیشتری مییابد.
ما هستیم که روح جهان را تغذیه میکنیم و زمینی که بر آن زندگی میکنیم، بهتر یا بدتر خواهد شد، اگر ما بهتر یا بدتر شویم. اینجاست که نیروی عشق وارد میشود؛ چون تا زمانی که عشق بورزیم، همواره آرزومندیم بهتر از آن باشیم که هستیم.