بچه زندگی خوبی دارم خداروشکر شوهر خوب و بدون دخالت خانواده شوهر.خانواده نسبتا خ ب بجز یکی دو مورد میشه گفت بی دغده ام اماکمبود دوست بشدت توی زندگیم حس میشه یه دوست با شخصیت مهربون. اما به دوستی اعتمادی ندارم هرچی ازاطرافم شنیدم نشون از نامردی کردن دوست و رفیق هاست چکار کنم بنظرتون؟چطور بدون دوست و همراز و همدم به زندگیم ادامه بدم گاهی واقعا دلم یه راهنمایی یه روحیه یه همصحبتی دوستانه میخواد میخوام بدونم من فقط اینجوریم؟
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
دوستی تو متاهلی باید چند تا خانواده شبیه خودتون باشن خانوما با هم دوره داشته باشن خرید برن و گردش بر ...
ببین الان خواهرم چندتا دوست داره که تقریبا مثل همن منظورم سن و تعداد و سن فرزند و باهم جورن باورت نمیشه یه مشکلی واسش پیش اومد تک تک اومدن خیلب خوبن ولی من شانس دوست ندارم یا میخوان همش خونم باشن و بیرون باشیم که خب زیاد دوست ندارم شکل رفیق بازی به خودش بگیره بیشتر مجازی رو ترجیح میدم تا شناخت کافی چون از دوستی ها چیزای خوبی نمیشنوم ولی همین دوست مجازیشم که گاهی میبینم از احوال هم باخبرن ندارم فکر میکنم فقط من اینجوریم
یبارم که با یکی دوست شدم دعوتشکردم خونمون همش بچش پسرمو میزد و خودشم عین خیالش نبود تو دیدار اول جلو شوهرم قشنگ به پسرش شیر میدادگوشه ی شالش رو مینداخت رو خودش که هی میرفت کنار زیاد دوست ندارم دوستیم به این چیزا کشیده شه که شوهرامون وارد این ارتباط بشن کلا شانس دوست ندارم
در تاریخ ۹۹/۹/۹ بهترین اتفاق زندگیم خواهد افتاد و در تاریخ ۹۹/۹/۲۸ او خیلی پشیمان خواهد شد و برایمزاااار خواهد زد ولی من انقدر شاد خواهم بود که اورا ذره ای هم نخواهمخواست!
کلااااااااااا اعتقادی به دوست ندارم اصلاااا.تنهایی با آرامش رو به هیجان پر از استرس (بهم خیانت نکنه ...
منو هم از همین چیزاش میترسونن خودمم تجربه های خوبی ندارم ولی خب مگه میشه دوست خوب پیدا نشه؟باودت نمیشه انواع تجربه های بد رو توی دوستی دارم هرکی دیگه بود قیدسو میزد ولی خب دلم میگه حتما یه روز پیدا میکنی چطور تنها زندگی میکنی
چقد شبیهیم دوستای منم بیشتر میان خونه ام با بچه هاشون و کلی بریز بپاش میشه اما گاهی ک من میخوام بر ...
یکی که اینجوری بودعذاب میکشیدم بچش پسدمو میزد خودشم اونجوری.یکی دیگه فقط میگفت بیایم خونت وقتی مشکل داشتم اصلا نبود فقط میخواست یجا بره با گوشیش ور بره و ازش پذیرایی کنن نه حرفی نه چیزی یکی دیگه سماره شوهرمو از گوشیم برداشته بود بهش پیام داده بود یکی هم فقط پول و شار ژ قرض میخواست هیچوقتم پس نداد و خطشو عوض کرد مییبنی چه خوش شانسم