باور کن منم این کارا رو کشیدم البته ب جز اون شماره گوشی دراوردنشون
بیرون بریم حساب کنم
بیان خونه ام کیک بپزم و تنقلات بگیرم برا یکیشون حتی واضح میگفت دوست قبلیم کابینتامو از تنقلات پر میکرده...
یا یکیشون میگفت برام قلیون بذار
بخدا از رو غریبی و تنهایی باورت میشه تحمل میکردم
گاهی شوهرم از سرکار میومد باز اینا نمیرفتن
اصلا ی وضعی داشتم
غربت خیلی بده