سلام ماماناتون تعریف نمیکنن ک وقتی شمارو باردارن بودن و اون روز ک دردشون گرف مثلا هوا چجوری بود؟ یا کدوم بیمارستان به دنیا اومدین؟
من خودم مامانم میگه ۲۰دی بود خیلییمم برف اومده بود همدان جوری تمام راها بسته بود دردم گرف ولی ماشین پیدا نشد بریم بیمارستان اخر طاقت نیوردم بابات با بدبختی تو اون هوا رف خالمو اورد تو خونه تو به دنیا اومدی😂😂😑😑
لطفا یه صلوات بفرس واسه سلامتی و ظهور آقا امام زمان (عج)
#یه_نصیحت_دوستانه🤔 میدونی رفیق؛حقیقتش اینه که هممون یه روزی پیر میشیم...نه چهرهای که الان داریم برامون میمونه نه این بر و بازو و هیکلی که احیاناً به هم زدیم!☝️اون روزی که این سرمایهها از دست بره، دیگه فقط خاطرههایی که باهاشون ساختیم مهمه...👈 اینکه هیکل و قیافه و از همه مهمتر دلمون رو برای چی گذاشتیم وسط ؟؟❌برای رابطههای نادرست؟❌برای آدمای نادرست؟❌برای کارای نادرست؟چند ثانیه خودِ پیر و از رنگ و رو افتادهمون رو تصور کنیم؛ چی از دست دادیم تو این سالها...؟؟ درست زندگی کنیم،همونطور که خدا ازمون خواسته...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من مامانم من به دنیا اومدنی داشته تو درست کردن رب به مامان بزرگم کمک کرده دردش میگیره داییم میبردش بیمارستان یادگار امام منم به دنیا میام بابام ماموریت بود یه هفته بعد اومد منو دید
خدایا تا تو کنارمی نمیترسه دلم...بمون پیشم مثل هر ثانیه از زندگیم ک بودنت رو واضحتر از هر بودنی حس کردم...مرسی ک بهم فرصت زندگی کردن،عاشق شدن،بچگی کردن و بزرگ شدن دادی...خدایا بابت همه نعمتهایی ک دادی و ندادی شکرت😍
من تهران نیسم ماماتم یا خلیج فارس یا لیلا به دنیا اورده میگه وقتی به دنیا اومدی انگا دوتا هلو رو لپات بود. میگع کل بیمارستان رو سرت گزاشتی انقدر جیغ و گریه کردی😂😂😂
من بچه بودم که مامانم به رحمت خدا رفت ومیدونم که بابام خیلی بچه میخواسته وچون بیماری داشته باردار نمیشده من بچه ۵ ام بودم وقتی فهمیده حامله هست خوشحال شده بعد از ۴سال خدا منو داده بود بهشون فقط بابام خدابیامرز پسری بوده وقتی فهمیده دخترم گفته بوده اینا دختر زا هستن حالا دوتا پسر ودوتا دختر قبل من بوده هااا