2777
2789
عنوان

ناراحتم

58 بازدید | 10 پست

رفتم تعطیلات شهری که مامان بابام هستن.واقعا خسته بودم و ماه رمضون تفریحی نداشتم.گفتم به مامان مریضم یه سر بزنم.خیلی با دوق و شوق اماده شدم که برم.قرار هم بر این بود که دو روزه برم چون شوهرم جانشین نداشت.همیشه وقتی میرم خونه مامانم نمیرم فقط در حد خیلی خیلی زیاد بشه 2 ساعت میرم سر میزنم بعد باز برمیگردم واسه خواب و غذا میریم یه جای دیگه.چون مامانم حوصله بچه نداره.روز اول دو ساعت رفتم روز دوم هم قرار شد برم یه سر بزنم و خداحافظی کنم.مامانم همون اول که رفتم بهم میگه چرا اومدی؟چرا برای دو روز بلند شدی اومدی؟چرا سوغاتی اوردی؟من که سوغاتی نمیخام و...منم ناراحت شدم.وقتی رفتم برای خداحافظی فهمیدن که ناراحتم.حالا مامانم به خواهرام زنگ شده که چرا ناراحت بودم.تازه یه عالمه هم غصه خورده که این دختره منو غصه داده.منم خودم ناراحت شدم که بهم گفتن چرا اومدی؟نباید میومدی...الان به جای اینکه خوشحال باشم که رفتم کنار خونواده ام ناراحتم.از طرفی شوهرم فهمید که باهام دعوا کردن.خیلی ناراحتم.مامانمم از من ناراحته.زنگ هم زدم به خونه چیزی نگفتم .مامان بابام هم سر سنگین باهام حرف زدن.خیلی ناراحتم...

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

عجب حق با توعه خب وقتی خوبیتو نمیبینن چرا سوغاتی گرفتی؟! شایدم منظور مامانت این بوده ک خودتو بخاطرش ...

هر وقت سوغاتی میگیرم میگن خراب بود یا میگن دادیم به کسی یا میگن ما  از اینا نمیخوریم.ناراحت سوغاتی نیستم.ناراحت اینم که چرا بهم میگن چرا برای دو روز اومدی بیشتر میموندی.نیا برای دو روز و...

خب پس منظورش اینه ک اذیت نشی دوروزه اومدی ببینیشونو برگردی..

خوب نمیتونستم بیشتر بمونم.روز دوم هم که گفتم میام سر بزنم مامانم میگه نیا ما خسته ایم حوصله نداریم..هیییییییی روزگار

خوب نمیتونستم بیشتر بمونم.روز دوم هم که گفتم میام سر بزنم مامانم میگه نیا ما خسته ایم حوصله نداریم.. ...

ای بابا میدونم چی میگی عزیزم😤😴با بقیه بچه ها شونم همینجورین؟ شاید ازین ک یشهر دیگه هستی ناراحتن ازت..نمیدونم بعضیا اخلاقشون همینه بچشونم میرنجونن.نمونش مامان خودم من محبت زیاد میکنم بهش ولی پس میزنه بی محبتی میکنه ولی مهم نی فقط بخاطر خدا و دل خودم محبت میکنم سپردمشون بخدا ..اگرچه ک صدبارم بگم مهم نی ولی با رفتاراش دلم میشکنه..! نزا شوهرت علتشو بفهمهه ک ارج نمیزارن سر دخترشون ..ندونه بهتره 😇💋

ای بابا میدونم چی میگی عزیزم😤😴با بقیه بچه ها شونم همینجورین؟ شاید ازین ک یشهر دیگه هستی ناراحتن از ...

اره اگه خواهرام کنارشونند.اونا هم اگه یه چیزی ببرن میگن ما نمیخایم و ...اما من شهر دیگه ای هستم دلم تنگ میشه .شاید باورت نشه همیشه میگم الان یه خبر بد خدای نکرده بهم میدن.که مثلا مامانت خدای نکرده....همیشه توی استرس بدی هستم.حتی یه ساعت نشستن با مادرم حالم خوب میکنه.اما اینار از این حرف ناراحتم که میگن چرا اومدی.خیلیییییییی ضایع شدم.

اره اگه خواهرام کنارشونند.اونا هم اگه یه چیزی ببرن میگن ما نمیخایم و ...اما من شهر دیگه ای هستم دلم ...

میدونم عزیزمگ.خودتو اذیت نکن..اخلاقشون همینه..تغیر نمیشه دادشون خودتو بیخیال رفتار بقیه کن

خوب تلفن کن نرو

اونا سن شون بالاست حوصله ندارند

نمیذاشتی همسرت بفهمه اگرحرفی زد بگو بیمارند حوصله ندارند 

دیگه دیربه دیر برو ماهی یکبار دوساعت برو 

مامرتب منزل پدرشوهرم هستیم و گاهی پدرم امااصلاگیرنمیدند چون تنهایی رودوست ندارند تازه چندجای بدنشون روعمل کردند و دارومیخورند امامن رعایت میکنم وتک فرزندم آرام هست تازه پنج تاجاری دارم وهمه شون پرسروصدا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

امشب

درامتدادتو | 1 دقیقه پیش
2834
2835
2108