من یه خاستگار داشتم تک پسر بود....مادرو بچه و خواهرش با آژانس اومدن..گفت پسرم ماشین داره نمیزارم رانندگی کنه..بعد همون اول کارم گفت لا پر غو بزرگش کردم..براش شربت البالو اوردیم...از این مدلیا که شربتش ته میشینه باید هم بزنی حتما🤣🤣یهو دیدم پسره اب روی شربتو خورد.. یه نگاه به مامانه انداخت..مامانش بهش گفت هم بزن...یکم هم زد همشو سر کشید..بعدم رفتن تو حیاط..پسره رفت کنار درخت سیبمون وایستاد...تو قل افتاب...
مادره بهش گفت بیا تو سایه اذیت میشی..
ولی یکی دیگم داشتم تک پسر بود خیلی مسئولیت پذیر و همه فن حریف...خیلی خوب بود...
دقیقا همونی بود که میخاستم..
ولی سر ۴ماه اخلاف سنی جور نشد...😕😕😕
دیگه خودت میتونی تشخیص بدی