2789
عنوان

سوتی بچگی

1076 بازدید | 23 پست

حرف ها و سوتی های خنده دار بچگی تونو بگین بخندیم😂از خودم شروع میکنم من کوچیک بودم قبلاً ماشین زباله میومد مامانم گفته بود نگی آشغالی اومده بگو عمو اومده😂منم یکبار گفتم عمو اومده مامانم شروع کرد به جمع کردن خونه.....خلاصه سرتونو درد نیارم بعد کلی زحمت رفت دم در دید عمو دیگست😂😂😂😂

صلوات برای فرج آقا امام زمان(عج)یادت نره

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خاطره بد دارم سوتی یادم نیس..یباربیرون بازی میکردم افتادم توجوب حموم نداشتیم مامانم توحیاط پیش پسرهمسایه لباسام دراورد حمومم کرد😔😔😔دیگه هیچوقت ازخونه بیرون نرفتم مسخرم میکردهمش

اِسم"تُــــMـــو♡"مُوندگارتَرین "کَلمــAــــهِ"دنیایِ منه..!🌸💫


من داداشم وقتی دوران راهنمائی بود، تابستونش رفت پیش یه گچ کار کار میکرد؛

بعد میگفت واسه صبحانه و ناهار که واسمون میاوردن، یه کد درست کرده بودن!

مثلا به صبحانه میگفتن؛ «سعید»

و به ناهار میگفتن؛ «امید»

آقا یه بار ظهر که میشه، داداشم گفت از دور دوستم امید رو دیدم که داشت میومد پیشم؛

منم به همه گفتم امید داره میاد، اوستا هم از داربست اومد پائین و مشغول دست شستن؛

ولی وقتی امید دوستم رسید، فهمید سرکارش گذاشتم.

گفت اونروز نذاشت تا غروبش، غذا بخورم.

رنگ در رنگ و‌ به هر رنگ هزارانش طیف           نغمه در نغمه و هر نغمه به یاد یاران
😂

😂😂

منم سال اول که رفتم مدرسه تو اتوبوس مدرسمون همه هم کلاسیهام بودن وقتی خواستم خارج شم بلند گفتم سلام یعنی اتوبوس منفجر شد هنوز که هنوزه وقتی یادم میاد روده برمیشم

اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
خاطره بد دارم سوتی یادم نیس..یباربیرون بازی میکردم افتادم توجوب حموم نداشتیم مامانم توحیاط پیش پسرهم ...

اخی خیلی بده 

مامانت نمی دونست چقدر رو روحیه ات تاثیر داره؟

اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
اخی خیلی بده  مامانت نمی دونست چقدر رو روحیه ات تاثیر داره؟

ن الانم بهش میگم هزاربارگفته ببخشید ندونستم ولی چه فایده پسره ی نکبت انقدمسخرم کرد😒

اِسم"تُــــMـــو♡"مُوندگارتَرین "کَلمــAــــهِ"دنیایِ منه..!🌸💫

من خیلی شیطون بودم یه بارم تو مدرسه همون کلاس اول بودم یکی از دوستام خیلی قلدر بازی درمیآورد منم وسط بازی با یه سنگ از دور انداختم زد قشنگ رو انگشت وسطی خدا شاهده هنوزم صدای انگشتش تو گوشمه وای فرار کردم حدود یه کیلومتر تا خونمون بود دویدم اصلا پشت سرمم نگاه نکردم همونجوری صدای اونم که هی میگفت ای مامان ای مامانم من.... به گوشم میرسید وقتی اومدم خونه مامانم گفت چرا ا مدی گفتم معلم مرخصمون کرد روز مامانم اومد باهام رفتم معلم گفت کار خوبی نکردی ولی همه هم‌کلاسی ها ازم قهر کردن  حتی دوستم 😏😁

اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792