خیلی سخته میدونم.بر عکس شما همین اخلاقو عروس ما داره.پدر برادرمو در آورده تا یه کتریو جبران نکنه ول نمیکنه.باباش واش تصمیم میگیره.تو ۲ سالی که ازدواج کرده یه نفر مهمون نداشتن یعنی با هیچکس رفت و آمد ندارن برادرم به فکر طلاقه کلا نمیدونه چیکار کنه
خیلی سخته میدونم.بر عکس شما همین اخلاقو عروس ما داره.پدر برادرمو در آورده تا یه کتریو جبران نکنه ول ...
واى زندگى با اينجور ادما وحشتناكه بخدا
حالا بزو خدارو شكر كن داداشت ميتونه طلاق بده من ك مجبورم بسوزم و بسازم😞
من پذيرفتم شكست خويش را/ پندهاى عقل دورانديش را...من پذيرفتم كه عشق افسانه است/ اين دل درد آشنا ديوانه است...ميروم شايد فراموشت كنم/ با فراموشى هم آغوشت كنم...ميروم از رفتن من شاد باش/ از عذاب ديدنم آزاد باش...آرزو دارم بفهمى درد را/ تلخى برخوردهاى سرد را...آرزو دارم خدا شادت كند/ بعد شادى تشنه ى نامم كند...آرزو دارم شبى سردت كند/ بعد آن شب همدم دردت كند...تا بفهمى با دلم بد كرده اى/ با وجود احتياج دست مرا رد كرده اى...ميرسد روزى كه بى من لحظه ها را سر كنى/ ميرسد روزى كه مرگ عشق را باور كنى...ميرسد روزى كه تنها در كنار عكس من/ نامه هاى كهنه ام را مو به مو از بر كنى...😔
عروسی برادرم بود با شوهر خواهرم بحث کرد واخر هر دوکشیدنش به دعوا البته مهمونا تفهمیدن ولی ابروی مادوتا خواهر پیش پدر ومادرم رفت شب عروسی وبه سر هردوتامون حروم کردند می خواستم عروسی برادرش تلافی کنم ولی دلم نیومد چون بهترین خریدارو برام کرد
عروسی برادرم بود با شوهر خواهرم بحث کرد واخر هر دوکشیدنش به دعوا البته مهمونا تفهمیدن ولی ابروی مادو ...
آهان .منم بودم قهرمیموندم باهاش اصلانمیدونم چرا همه مردا اینجورمواقع دعوادرست میکنند.ببخشیدفوضولی کردما فقط برام جالب بودچون میگفتی ۴ ماه بود پرسیدم.ایشالاهمیشه خوش وخرم باشید😊
یه چیزایی هست.... که نه میشه نوشت نه میشه به زبون اوردونه میشه فراموش کرد.همونامیشن جوشهای صورت،موهای سفیدوبداخلاقیهای گاه وبیگاه....