همین چند وقت پیش نامزدم اومده بود خونمون بعد ناهار نداشتیم پاشدم براش املت ایتالیایی درست کنم با کلی قر و فر موادو ریختم دنبال اویشن میگشتم از مامانم پرسیدم و خلاصه هر چی بود ریختم گذاشتم جلو اون بنده خدا و چارچشمی زل زدم بهش واکنششو ببینم.اونم اول بالبخند و تشکر ی لقمه خورد یهو رنگ به رنگ شده ولی باز بالبخند میخورد هیچی نمیگفت .دوسه لقمه ی اخرو گفتم یکم بخورم باهاش واااااااای یکم ک خوردم دیدم کاملا شیریییین و تلخه و ی چیز افتضاحیه هی گفتم چیشده اینطوریه اخرش کاشف به عمل اومد مامانم داروی معده بابامو ریخته تو شیشه اویشن که شکلش هم کپی اویشن بود.دیگ چشمتون روز بد نبینه تا شب نامزدم اسهال بود.