سلام....
من جدا شدم..اما با همسرم فعلا یجا زندگی میکنیم بخاطر بچه.
حالا بقیه فهمیدندارن روم فشار میارن برگردم زندگیم.
همسرمم هی اصرار و التماس.
همسرمتو اون سال ها همش سرد بوده. هیییییچ غیرت و تعصبی ازش ندیدم. ینی باااارها مورد پیش اومد که بهم ثابت شد کلا غیرت نداره.
اخلاقاشو دوست ندارم.
درسته اخلاق خوبمزیاد داره. پدر خوبیه واسه بچم. ارومه . کاری به کارم نداره.میزاره به علاقه هام برسم. بخاطرم جلو خانوادش وایساده همیشه. ارومه....
ولییییی من دلم یه مرد میخاد... یکی که غیرت داشته باشه روم یکی که ابراز عشقشم مردونه باشه حرف زدنش. رفتاراش. عرضه و جنمداشته باشه....
الان به شوهرم حس ترحمدارم. ولی ۱ درصدم حس عشق ندارم.
اگه برگردم به زندگی با همسرمخودم ناااابود میشم چون تا ابد باید حسرت چیزای به ظاهر ساده رو بخورم. اگر برنگردم و کلا برم و خونمم جدا کنم حس ترحم دارم بهش و دلم به بچمم میسوزه...
بخدا هر روز و شبمگریه است.
کسیحال منومیفهمه؟؟؟ جای من بودینچیکار میکردین