من از مردن نمیترسم اگر امشب خدایی نیست
خودم را میکشم،چون خودکشی کردن خطایی نیست
به من میگفتی از من این جدایی برنمی آید
برو راحت ولی عاشق کشی رسم جدایی نیست
من از آن سوی مثبت ها نزولی دائمی دارم
تو رسمم کن در این بازه اگر هیچ انتهایی نیست
در این نامه من از مرگم نوشتم تا بفهمی که
اگر مردم اگر زنده برای ادعایی نیست
زبانم لال شد از وحشت سکوتم بی رضایت بود
میان این شلوغی ها سکوت بی صدایی نیست