شوهرم یه کیف داره واسه سرکارشه،هندزفری گوشی رو میزاره توش،شبا هم زود میخوابه چون تایم کارش زیاده در واقع اضافه کار میمونه تا هفت شب،دیشب ساعت یک بود خوابم نمیبرد اونم بلند شد غلتی زد من بهش گفتم میخوام هندزفریتو بردارم اهنگ گوش بدم یهو میخ شد سرجاش گفت کیفو بیار خودم بت بدم من گفتم بگو کجاس خودم برمیدارم بم گفت جیب جلوس من رفتم بردارم هی حواسش بم بود بعد من الکی دست زدم ب جیب دیگه عصبی شد گفت حالا تو نصفه شب چرا نمیخوابی یکسره تو گوشی و...دقیقا دیدین وقتی میترسین لو برین عصبی بشین اونجور حالتی داشت الکی میخواست پاچمو بگیره ،بعد من خودمو مشغول اهنگ کردم ولی خیلی تو سرم غوغا بود