2777
2789
عنوان

نمیدونم جاش اینجاست یا نه(مشکل فرزند با پدر و مادر)

| مشاهده متن کامل بحث + 6397 بازدید | 76 پست
ببخشید عزیزم من امروز درگیر بودم فرصت نکردم بیام...  خب اول از همه باید بگم که شرایط، خانوا ...

پدر و مادر من با اختیار خودشون ازدواج کردن. مامانم همیشه میگه با اینکه ازدواجمون سنتی بود من دوستش داشتم. ولی دوسال بعد ازدواجمون وقتی هنوز جوون بودم اومد گفت من بخوام زن صیغه کنم تو راضی ای؟ مامانمم شوخی شوخی میگه آره... ولی بعدا میفهمه سوال بابام جدی بوده.اون ۱۲ سالگیم که اختلافا بالا گرفت و خواستن جدا بشن خیلی سخت بود...خیلی سخت. شروعش اختلافا این بود که فهمیدیم با ی خانم مطلقه تو محل کارش که ما میشناختیمش و دوسش داشتیم ریخته بود رو هم.گوشی بابام جا مونده بود. مامانم پیاماشونو دید...نشونم داد. خداشاهده بعد ۶ سال کلمه ب کلمشو یادمه. زنگ زد به اون خانم گف بیا خونمون. منو فرستاد تو اتاق. منم گوشمو چسبوندم ب در. گف بیا میخوام ی چیزی نشونت بدم اینا چیه؟اون ساکت شد. بعد مامانم شروع کرد به جیغ زدن.من پشت در داشتم قبض روح میشدم.مامانم گف زرو بهش بگو من فهمیدم. بابام شب که اومد اول تلفنو جمع کرد بعد موبایل مامانمو برداشت بعدم در خونه رو رومون قفل کرد و رفت..‌.این قضیه خیلی طولانیه من یه تیکشو گفتم ولی فکر کنید چقدر حجم استرس و حس بد میتونه بهرا یه بچه ۱۲ساله  اشته باشه. از طلاقشون میترسیدم. با گریه میدوییدم دنبال مامانم لباسشو میگرفتم که نره زنگ بزنه بعد لباسشو میکشید بیرون میگفت خفه شو خفه شو. شاید همه این اتفاقا دو ماه شد. ولی از اون من دیگه روحیه بچگیمو کامل از دست دادم. دیگه رنگ همه چی برام از بین رفت.باورم نمیشد بابام بتونه تا این حد وقیح باشه. با اینکه چیزی تو زندگیش کم نداشت اصلا. با اینکه گف دست از کاراش برمیداره و به ظاهر آشتی کردن اما بعدا مامانم پیاماشو نشونم داد که از اون خانومه عذرخواهی کرده حتی! با یه نفرم نبودا. با کلی ادم حداقل پنج شیش تا همزمان. فقط خدا میدونه که دیدن اون پیاما چ حال بدی داشت. من مشکل معده پیدا کردم. هر وقت در این باره حرف میزنم معدم به طرز وحشتناکی درد میگیره. من اون خانوم همکارشو گاهی وقتا میبینم. مامانم میگه بخشیدتش. ولی من نبخشیدم من هیچ کدوم از عاملای این حال بد و افسردگی حادو نمیبخشم. یه موقع ها ی ذره به مامانم حق میدم بعد به خودم میگم برا چی حق میدی بعد بین خودم با خودم دعوا میشه... اینکه گفتین یه موقع متنفر میشین و یه موقع ها نه رو میفهمم. من شاید متنفر نباشم ازشون اما اینو میدونم که هیچ وقت مثل بچگیام دوسشون ندارم. شاید از ۱۰۰ درصد دوست داشتنم فقط ده درصد باقی مونده باشه

پیر شدم پیر تو ای جوونی!
من سه ساله ک ازدواج کردم، اونم ب صورت سنتی... ینی بهم معرفی شدیم... همسرم خیلی خوبه... بامحبته،پرانر ...

خیلی خیلی خوشحالم که ازدواج موفقی کردید. اون حس خلا هم شاید تا ابد با ادم بمونه کاریش نمیشه کرد. امیدوارم شما و همسرتون در کنار بچتون همیشه خوشبخت و سلامت باشید و بچتون عمیقا شما و پدرشو دوست داشته باشه

از دعاتونم ممنونم❤

پیر شدم پیر تو ای جوونی!

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

منممیخام اقدام کنم ولی انقدر استرس دارم نمیدونم میخام چیکار کنم ..خوش بحالت که فهمیدی تموم شده من هم ...

به نظرم شما به سوال ته ذهنتون توجه نکنید. لطفا پی قضیه رو نگیرید. از یه جایی به بعد ادم هر چقدر کمتر بدونه بهتره...اعصابش اروم تره. به خاطر اعصاب خودتون پی دونستن نرید. بعداینکه میخواستم بگم حالا که شما ازدواج کردید و تشکیل خانواده دادید شاید بهتر باشه تمام تمرکزتون رو روی زندگی خودتون و همسرتون بذارید . 

ما ها نمیتونیم ادم ۵۰ ساله رو عوض کنیم. 

ولی اگه بخواین عمیق نگاه کنید میبینم که بله . ادمایی که خائنن شاید بیمار باشن. عقده های وحشتناک آرزوهای سرکوب شده خلا های عاطفی...همه و همه بیمارشون کرده

روانشناس هم واقعا کاری از دستش برنمیاد. میدونم نمیشه ادم بهش فکر نکنه بالاخره بخشی از زندگیه ولی میشه ادم خودشو گول بزنه ذهنشو منحرف کنه. تا فکرتون رفت اون سمتی خودتونو مشغول یه چیزی که دوست دارید بکنید. منم خیلی اینکارا رو کردم برای اینکه خودمو هر چند موقت اروم کنم. برا اینکه جلو بقیه حفظ ظاهر کنم

پیر شدم پیر تو ای جوونی!
گاهی وقتا میگم کاش مریضی داشت که زمین گیرش میکرد بهتر ازین بی آبرویی و کصافت کاری بود.. درست بشو لاا ...

من این صحنه رو بارها دیدم. میدونم چ حس بدیه. دیروز مامانم میگه من میخوام ی جا زنگ بزنم(نمیدونه من میدونم) تو میری اتاق خودت یا من برم اونجا زنگ بزنم؟!

منم گفتم من میرم

تازه خداروشکر کن متاهلی و باهاشون زندگی نمیکنی

به جایی رسیدم ک فقط میخوام برم از این خونه

بعد دیروز گفتم بدبخت فکر کردی بری به ارامش میرسی؟ فکر و ذهنت میمونه همینجا...

پیر شدم پیر تو ای جوونی!
من این صحنه رو بارها دیدم. میدونم چ حس بدیه. دیروز مامانم میگه من میخوام ی جا زنگ بزنم(نمیدونه من می ...

عزیزم من چهارساله رفتم خوته خودم ولی شش سالش رو تو یه خونه بودیم و پیاماشو دیدم با چشمم بعد ازدواجم بخاطر خانواده همسر و آبروداری مجبوری رفت آمد کنی بازم میبینی و صداتو درنمیاری تازه سرشونم با نبودنت خلوت میشه بیشتر وقیح میشن و جلوتر میرن منم بچگیم همش استرس و افسردگی بود خودکشی هم کردم حتی الانم میگرن شدید دارم اخلاقمم تند شده 

پدر و مادر من با اختیار خودشون ازدواج کردن. مامانم همیشه میگه با اینکه ازدواجمون سنتی بود من دوستش د ...

میتونم تصور کنم ک چ دوره ی وحشتناکی رو گذروندی، چون منم تو 10سالگی تجربه اش کردم، میخواستن جدا شن ولی با وساطت اطرافیان آشتی کردن اونم بخاطر من، هنوزم نفهمیدم چ فرقی به حال من داشت ک آشتی نکردن، جز اینکه همیشه فک کردم اونا پاسوز من شدن، پدر ومادرای ما به ما مدیونن، چون ما با خواست خودمون به این دنیا نیومدیم، این همه عذاب حق هیچکدوممون نبود...چیزایی ک تعریف کردی واقعا دردناکه ومن به شدت باهات همدردم... 

برای آرامش هم دعا کنیم 🙏🍁
خیلی خیلی خوشحالم که ازدواج موفقی کردید. اون حس خلا هم شاید تا ابد با ادم بمونه کاریش نمیشه کرد. امی ...

قربونت،خیلی ممنونم، امیدوارم برای شما هم همینطور باشه واونقد خوشی توزندگیت باشه ک این روزا رو فراموش کنی❤️😘😍🙏

برای آرامش هم دعا کنیم 🙏🍁

عزيزم يه نصيحت خواهرانه بهت ميكنم و بس.شما كاري به خانوادت نداشته باش.اونها اينجوري ان و تو نميتوني تغييرشون بدي.سعي كن درست را بخوني و رشته خوبي قبول بشي و بري يه شهر ديگه و اونجا آرامش داشته باشي.بعد كه درست تموم شد شاغل بشي و مستقل باشي.هروقت هم قرار شد ازدواج كني اينقدر موقعيت اجتماعيه خودت خوبه كه كسي كاري به خانوادت نداره.پس خودتو از توي اون شرايط بكش بيرون.

یه روز خوب میاد

عزيزم يه نصيحت خواهرانه بهت ميكنم و بس.شما كاري به خانوادت نداشته باش.اونها اينجوري ان و تو نميتوني ...

سلام. ممنونم از توصیه تون

دارم جون میکنم که یه شهر دیگه قبول شم. بابام نمیذاره ولی. از ترسم نگفتم بهش هنوز. میخوام همینجوری بزنم ی شهر دیگه تو عمل انجام شده قرار بگیره. که البته ریسک خیلی بالایی داره. دعا کنید برام لطفا❤

پیر شدم پیر تو ای جوونی!

[QUOTE=99991783]سلام. ممنونم از توصیه تون دارم جون میکنم که یه شهر دیگه قبول شم. بابام نمیذاره ولی. از ترسم نگفتم ب ...[/QUOTE]



عزيزم توكلت به خدا باشه مطمئن باش اگه رشته ات خوب باشه ميزاره.بعدهم بگو نهايت سه روز اونجام مابقيش اينجام.ولي وقتي قبول شدي و رفتي ديگه ميتوني كمتر بياي.اانشالله خدا بهترينها رو واست رقم بزنه

یه روز خوب میاد

سلام 

خیلی متاثر شدم 

گاهی ادما اتفاقات زندگیشون دست خودشون نیست خانواده تون مثل

منجلابی هست که یه گل زیبا درش قرار داره 

سعی کنی نجابتت رو حفظ کنی قطعا قطعا پاداش همه آدم ها مثل هم نیست و کسایی که توی شرایط سخت به موفقیت میرسن و سربلند میشن جایگاه خیلی خیلی ویژه ای نسبت به بقیه که شرایط عادی دارن، دارن

امید وارم صبور باشی به وقتش خوشبختی میاد سراغت قطعا بعد هر سختی آسانی هست 

﷽ 🌸🌸 🌸 آقا     هستم🌸 🌸 🌸    صبورانه در انتظارزمان بمان ! هر چیز در زمان خودش ر خ میدهد..باغبان حتی اگر  باغش را غرق آب كند ،درختانخارج از فصل خود میوه نمیدهند
سلام  خیلی متاثر شدم  گاهی ادما اتفاقات زندگیشون دست خودشون نیست خانواده تون مثل منجلاب ...

خیلی خیلی ممنونم از امید و انگیزه ای که دادید🌸🌻

امیدوارم همینطور باشه

پیر شدم پیر تو ای جوونی!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792