2777
2789
عنوان

شعر

45 بازدید | 3 پست

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم

زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم

گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر

ور راه وفا داری جان در قدمت ریزم

بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد

من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهیزم

سیم دل مسکینم در خاک درت گم شد

خاک سر هر کویی بی فایده می‌بیزم

در شهر به رسوایی دشمن به دفم برزد

تا بر دف عشق آمد تیر نظر تیزم

مجنون رخ لیلی چون قیس بنی عامر

فرهاد لب شیرین چون خسرو پرویزم

گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز

فرمان برمت جانا بنشینم و برخیزم

گر بی تو بود جنت بر کنگره ننشینم

ور با تو بود دوزخ در سلسله آویزم

با یاد تو گر سعدی در شعر نمی‌گنجد

چون دوست یگانه شد با غیر نیامیزم

چقدر همه چیم ریخته بهم... 

دلم میخواد حرف بزنم... راهی پیدا کنم

اما نمیدونم از کجا بگم.. از چی لگم... اصلا از گناه حرف زدن خودش گناهه... 

هووووف... دلم ک میگیره فقط میام نی نی سایت 

باران زده بر شاخه ها، یادت صدایم میزند

باران بهار من گذشت، 

آن روزگار من گذشت، 

یادت صدایم میزند، یادت صدایم میزند...

برای موفقیت باید قایق ها رو سوزوند تا بین موفقیت و مرگ  مجبور به انتخاب بشی

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  2 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  1 ساعت پیش