یکی از دوستام ازدواج کرد با یک آقایی که شغل خیلی عالی داشت حافظ قرآن بود و از خانواده سطح بالایی هم بودن
دوستم هم شرایطش هم فیسش عادی بود و تیپش هم عادی
مانتویی و به خودشم میرسیدو با آرایش چهره و مو جذاب ترمیشد خیلی
بعد از سه سال یهو دید شوهرش از این رو به اون رو شده
میگفت به تیپ خانما خیلی توجه میکنه و حتی جلوم بازگو میکنه و...و خیلی عذاب آور بود براش
خودش میگفت فک کنم واسه اینه که جوونی نکرده شوهرت
ولی یکی از دوستام یه حرف جالب و تأمل برانگیز بهش زد