گوشیم رو سایلنت بود شوهرم زنگ زده بود نفهمیدم زنگ زد خونه داشت دعوا میکرد گفتم چرا اینجوری حرف میزنی میخاست افطار بیاد بعد گفت اگه ناراحتی نیام گوشی رو قطع کرد فککردم نمیاد منم روزه نبودم دم افطار اومد عصبانی شد چرا افطار آماده نکردم منم گفتم گوشی رو قطع کردی نمیدونستم میای گفت باید زنگ میزدی میپرسیدی شروع کردن به چرت و پرت گفتن دلشت میرفت منم گفتم دیوونه شده یه دفعه ظرف حلیم رو پرت کرد دم شیشه آشپزخونه سرویس پاسماوریم و ادویم پخش زمین شد ازش متنفرم به حق این شب
دقیقا منم چند شب پیش گوشیم سایلنت بود جواب ندادم کلی جر و بحث کردیم و دعوا
سلام من تک فرزندم آذر ۸۹با شوهرم دوست شدم اردیبهشت ۹۲عقد کردیم و مهر ۹۴عروسی کردیم و ۱۲فروردین اقدام کردیم برای بارداری ولی ۱۸خرداد ۹۸بچم سقط شد به خاطر تصادف دعا کنید این روزا زود بگذره و بشه ۳ماه تا دوباره اقدام کنم لطفا یه صلوات بفرستید تا زندگیم همچیش رو روال بیوفته اگه م مشکلات برداریم زندگی شیرین میشه