عروسی خواهرمه...
زنگ زده گفته کادو می خوام یه نیم ست بدم سر مراسم...
۲ میلیونم کادوی چشم روشنی
زمان عروسی من ۳۰ هزار تومن کمتر از رب سکه پول نقد گداشتند تو پاکت دادند بهم...
چون نمی خواستند سی هزار تومن بیشتر بدند و ربع سکه بخرند پول نقد کردند گذاشتند پاکت دادند .
من از فرق گداشتن خیلی بدم میاد...سر یه مسائل دیگه هم این روزا خیلی غصه می خورم.
به جان بچه ام نه از بابت حسادت فقط از,بابت فرق,گذاشتن...
اینم از مادرم...زمان من یه عقد مختصر گرفت که هزینه غذای رستوران رو هم که خودم کار کرده بودم دادم.
چون بچه اولم هیچ وقت سعی نکردند به فکر باشند و همیشه فکر همه جا رو باید خودم می کردم.
از جهازم که فقط یه چیزایی انتخاب کردم که ارزون باشه. الان مادرم داره عقد میگیره تو باغ...مثه یه عروسی داره خرج میکنه.
خیلی دل ام پر غصه ست ...خیلی