جاریم سه سال قبل من از دواج کرده بود ویه دختر هم داشت ولی همینکه من عروسی کردم اونم یکماه بعدش بدون هیچ مناسبتی برای خودش عروسی گرفت لباس عروس پوشید آرایشگاه رفت و دقیقا همون آتلیه و گل فروشی عروسی من رفت تنها تفاوتش این بود که مهمان دعوت نکرد البته اینم بگم که عروسی اون خیلی از عروسی من باشکوهتر بوده ولی نمیدونم چرا باز این کار را کرد
یکسال بعدش من حامله شدم اون چون فکر میکرد بچه من پسره وخودش بچش دختر بود سریع تصمیم به بارداری گرفت ولی بچه من دختر شد و اون از باردار شدن منصرف شد
و این حسودیهاش همچنان ادامه داشت تا ابنکه من سر یه موضوعی با شوهرم بحثم شد و به عنوان قهر رفتم خونه پدرم و جاریم اون مدت از خوشی با دمش گردو میشکست و خلاصه زن و شوهر دعواکنند و ابلهان باور کنند من مشکلم با شوهرم حل شد و برگشتم خونه دیدم بعععله چند روز بعدش جاریم هم با شوهرش دعوا کرده و قهر رفته خونه باباش چشم و هم چشمییی تا این حد !!!!
خلاصه اینکه من سال ۹۶باردارشدم و به خواست خدا دوقلوشد یه دختر ویه پسر شش ماه بعد از زایمان من جاری جان حسود رفت ای وی اف کرد و دوتا پسر کاشت خخخخخ
حالا شما جای من باشید چکار میکنید با این جاری؟؟؟