2777
2789
عنوان

دلم گرفته از...

131 بازدید | 9 پست

دلم گرفته از خودم و زندگیم که نه میشد بگی بد بوده نه میشد بگی خوب بود


اول از همه از جنسیتم که بخاطر اینکه تا اخر عمر خونه بابام نمونم و سرکوفت خواهر و برادر و بشنوم و شاهد بحث های الکی و مزخرف پدر و مادرم باشم خودمو به اب و آتیش زدم که ازدواج کنم تمام لحظه هایی که میشد خوش بود و خندید با گریه گذشت


آخه دختر که ازدواجش دیر بشه یعنی بدرد نمیخوره یعنی زشت یعنی مشکلی هست


چه پسرایی که دو زار نمی ارزن اما مجبوری با احتیاط رفتار کنی که نکنه این رد کردن ها عامل موندنت بشه


دختر چه واژه منفوری شد برام وقتی تمام ارزوهام خونه پدر ، خونه شوهر پر پر شد


بی کسی رو از این خونه به اون خونه بردم


تقصیر خود حقیرمه که محتاج یه دوست داشتن از ته دل بودم ..با یه نگاه شکستم و با یه حرف به آخر خط رسیدم


من یه دخترم که بزرگترین ارزوش سر کار رفتن بود استقلال که بی منت بی غرغر لباسای قشنگ بخرم برای خودم برای هر کسی که دوس دارم جهیزیه بخرم بدون اینکه بشینم شاهد تو سر کله زدن پدر و مادر بی پولم باشم سیسمونی بخرم بی اینکه بشه کابوسم انقد پول داشتم که پاشنه پای مطب دکترا رو میکندم عیب و ایرادمو کسی به رخم نکشه


خوشبحال همه آدمایی که تکه گاه بی منت داشتن و قرص حرفاشونو زدن بی اینکه نگران باشن الان دنیا بهم میریزه و باید برگردن آس و پاس تر از قبل خونه پدرشون..


خواهشا اگه کسی دوست ندارین یا فک میکنین دوست داشتنون موقته هواییش نکنین بذارین به حال خودش باشه



تکیه گاه بی منت چه حرف قشنگی

پروردگارم، به کدوم نامت بخونمت؟ به کدوم عزیزت قسمت بدم؟ از کدوم بنده ات بخوام دعا کنه؟ معجزه کن سرطان هیچوقت از هیچ راهی به تن خواهرم برنگرده🌷 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

عزیزم حرفاتوخوندم بایدبگم منم شرایط مث توروداشتم خودمو به کم نفروختم صبرکن تا اونکه بایدبیاد بیاد 

منم الان باکسی اشناشدم اما خب نمیدونن اشنایان ولی مهم انتخاب خودمه دیگه ربطی به کسی نداره

این چه حرفیه عزیزم اگه مستقلی درامدی داری این نگرانی نداره این همه حرف منفی نداره درسته ازدواج لازمه زندگی ولی این همه دردو غم به خدا نداره

در انتظار شیرین ترین لحظه ی زندگی

من تعریفتون از واژه دختر رو قبول ندارم خانم الهام

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

عزیز دلم دخمل خوشگل همه ما کم و بیش این روزارو گذروندیم . حس بدیه که بخوای بشینی و منتظر باشی یکی بیادو بپسندتت . ولی اشتباه بزرگ خیلی دخترا اینه که کعبه امال و ارزوهاشون رو روی مرد اینده شون میسازن . اگه ما دخترها یادبگیریم استقلال داشته باشیم شاداب باشیم خودمون رو دوست داشته باشیم . روی پای خودمون بایستیم و دستمون توی جیب خودمون باشه . اجازه ندیم مردا از بالا و از موضع قدرت به ما نگاه کنن. یه چیز دیگه هر اتفاقی که تو خونه پدری میفته حتی کتک خوردن بهتر از خوردن یه سیلی ساده تو خونه خودته 

خدایا ازت ممنونم که بهترین شوهر دنیا رو نصیبم کردی   

تاپیکتون رو خوندم چون اسمتون نظرم رو جلب کرد

اصولا اینجور تاپیک ها نمیرم

دختر این نیست

دختر خیلی جاها خیلی زنه

نمیگم مرده چون تفاوت نمیبینم بین زن و مرد و برتر نمیبینم هیچکدوم رو

منم دخترم

ازدواج هم نکردم

اما وایسادم خانم الهام

بایستید

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

برای ادامه دادن و ایستادن شما به یه مذکر احتیاج ندارید

فقط به خودتون احتیاج دارید

هیچکس نمیتونه شمارو از این وضع خارج کنه بجز خودتون 

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  13 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  13 ساعت پیش