2777
2789
کی به تو گفته خانمه اظهار پشیمونی کرده؟ ببین اگر پدر خوبی هست از همین ابزار استفاده کن. بگو اجازه ن ...

نه بابا چه کاریه دو سال دیگه دختره ۱۸ سالش میشه به اجازه مادره نیازی نداره برای رفت و آمد. آنقدر صبر کرده چرا حالا خودش حرف بزاره توی دهن شوهرش

من كادو ميخريدم سالهاي اول ازدواجمون اما شوهرم ازم ميگرفت به دخترش ميدادميگفت خودم ميدم بهش 😐 ...

واقعا حق داری آرامش نداشته باشی

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

کی به تو گفته خانمه اظهار پشیمونی کرده؟ ببین اگر پدر خوبی هست از همین ابزار استفاده کن. بگو اجازه ن ...


من رفته بودم ملاقات دخترش ، بيمارستان بستريش كرده بودن، خانوم اونجا منو ديد شروع كرد به دردو دل و ابراز پشيموني جلوي خودم ميگفت همه ي حرفا رو!!! حتي خاله ي خانوم اونجا بود از تعجب اينطوري فقط نگاه ميكرد بهش😯

آره دقيقا حس ميكنه هنوز شوهرم مال اونه😏 دختره ١٦ سالشه از اول با مادرش بود از ٤ سالگيش طلاق گرفتن ...

این کسط تقصیر شوهرت هست. خودخواهانه تو رو وارد این معما کرده. حتی به خودش زحمت نداده حضانت بچه رو بگیره. لابد گفته آزاد باشم که یکی مثل آنایوردوم قبول کنه بااام ازدواج کنه!

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
آخه شوهرم موقع طلاقشون دانشجو بود تو شهر ما غريب بود خونه نداشت از خودش شعلشم جوري نبود كه بتونه دخت ...

کلا زنه زندگی خودش رو که باخته هیچی داره زندگی دختررو هم خراب میکنه یه جایی کار میکردم که صاحب شرکت از زن اولش یه دختر داشت و از زن دومش یه پسر بچه هر روز هم خودش میرفت دنبال دخترش و میبردش مدرسه. زن و شوهر قبل از طلاق به این نتیجه رسیده بودن با بچه طوری برخورد بشه انگار یه خانواده هستن دخترش میرفت خونه زن دومیه حتی پسر بچه زن دومی میومد خونه این ولی شوهرش رو راه نمیداد فقط روز تولد دخترش همه رو دعوت میکرد حتی زن دوم شوهر سابقش رو .همه تلاششون رو میکردن که مشکلشون باعث ضربه زدن به دخترشون نشه

این کسط تقصیر شوهرت هست. خودخواهانه تو رو وارد این معما کرده. حتی به خودش زحمت نداده حضانت بچه رو بگ ...

آره منم ميدونم همش تقصير شوهرمه، همش كوتاه مياد جلوي خرابكارياي اون زن، همش سكوت ميكنه، حالا من بچه نداشتم منوتهديد به طلاق ميكرد خيلي اذيت شدم تو اين زندگي خدا بحق اين شبها عوض اشك و ناله هاي شبانه روزمو از اون زن دربياره، هرچند كه خدا طرف اونجور آدماست خوش و خرمن

نه شوهرم همش سكوت ميكنه😞😞😞 اعتراض هم ميكنم فايده نداره دعوا ميشه😞😞😞

اما من فکر میکنم شوهرت مجبوره وگرنه خودش دلش پیش تو و بچه هاته یعنی ته دلش میدونه اون چه آدمیه ولی جلوی تو نمیگه 

نه بابا چه کاریه دو سال دیگه دختره ۱۸ سالش میشه به اجازه مادره نیازی نداره برای رفت و آمد. آنقدر صبر ...

حرف شما هم درسته. منتها این دختر تحت تاثیر مادرشه. ۱۸ ساله هم بشه همین خواهد بود.

بعد هم استارتر هی تحمل کرده ، شوهرش امر براش مشتبه شده که هر شرایطی رو تحمل میکنه. گاهی بد نیست یکم بهم زدن شرایط

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
کلا زنه زندگی خودش رو که باخته هیچی داره زندگی دختررو هم خراب میکنه یه جایی کار میکردم که صاحب شرکت ...


آره خيلي زن بي فكر و ابلهيه، باورت نميشه شوهرم چطور براي اون زن مايه ميذاشت همه حسرت زندگي اونا رو ميخوردن شوهرم دو شيفت كار ميكرد همه رو ميداد زنه، ماشين داشت داده بود زنه خودش پياده ميرفت سركار ، زنه سيگار و مشروب و پارتي تو برنامه روزانه اش بود شوهرم  براش بچه داري ميكرد پوشك عوض ميكرد شيرخشك ميداددخترش، اينا رو خواهرم تعريف كرده اين خانوم جاري سابق خواهرمه، خيلي هواشو داشت خودش زندگيشو باخت به هوسش، الانم دخترشو داره بدبخت ميكنه با اين اداهاش 

حرف شما هم درسته. منتها این دختر تحت تاثیر مادرشه. ۱۸ ساله هم بشه همین خواهد بود. بعد هم استارتر هی ...

قبل از ازدواج شرط کرده شوهرش. فقط زندگی خودش و بچه هاش رو به هم میریزه به نظرم 

من رفته بودم ملاقات دخترش ، بيمارستان بستريش كرده بودن، خانوم اونجا منو ديد شروع كرد به دردو دل و اب ...

عجب بی چشم و روست... واااای

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
حرف شما هم درسته. منتها این دختر تحت تاثیر مادرشه. ۱۸ ساله هم بشه همین خواهد بود. بعد هم استارتر هی ...

آره عزيزم كاملا درست ميگي، شوهرمن اينطوري هست اصلا هم عوض نميشه ميدوني زيادي مهربونه من بدم لابد😞😞😞

اما منم بهر اميدي اومدم تو زندگيش منو ناديده ميگيره خيلي حس بديه ، دارم بخاطر بچه هام تحمل ميكنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز