سلام دوستان من یه دختر خاله دارم که زیاد مذهبی و اینا نیس و خیلی راحت و آزاده ولی حالا بنا به دلایلی تو یکی از همایش های دینی شرکت میکنه هر هفته...چند روز پیش بهم گفت من میرم سخنرانی و این حرفا...بعد از اینکه یه عالمه تعجب کردم گفتم عه دوست دبستان من زهرا(حدودا سه چهار ماهه بعد از این همه سال دیدمش و با هم تو این مدت کم بعد از مدت ها در تماسیم) اونم میره این سخنرانی ....حالا امروز که رفته بود سخنرانی بهم زنگ زد گفت شماره زهرا رو بده میخوام ببینمش (اون موقع که دبستان بودم چند باری زهرا دختر خالمو دیده بود)این دختر خاله ی من گیر داده بود که میخوام زهرا رو ببینم و شمارشو بده منم بهش گفتم شاید راضی نباشه و شمارشو ندادم...
اخه دختر خالم همه حرف چرت و پرتی میزنه ولی زهرا خیلی مذهبی و فازش کلا با دختر خالم فرق میکنه دلم نمی خواد همدیگه رو ببینن ولی دختر خالم که یه دهه هشتادیه 😐حتی تو اونجا داد زده فامیلیو زهرا رو تا پیداش کنه...
منم به زهرا پیام دادم گفتم که امروز رفتی همایش گفت اره گفتم دختر خالم میخواس ببینتت اما قسمت نشد و این حرفا...زهرا هم گفت عه پس شمارشو بده منم بحثو عوض کردم بعد از چنتا پیام گفت خوب شماره ی منو بهش بده ینی آبروم رفتاااااا....گفتم هفتع ی دیگه منم میام خودم بهت زنگ میزنم گفت باشه...
ولی خوب اولا دلم نمی خواد این دوتا همدیگه رو ببینن به همون دلیلی که گفتم دوما نمی خوام باهم در تماس باشن چون دختر خاله ی من ها تمام مخاطبای گوشیش پیام میده و کلا دلش میخواد با همه در ارتباط باشه اگع شماره همدیگه رو بگیرن دختر خالم از فاز خودش میگه و دوستم دیدش نسبت به من عوض میشه سوما من نمی تونم برم اون همایش چون کنکوریم اصن اکه هم برم روزای بعد که نمی تونم برم بعد اینا همدیگه می بینن....
دوستم یه سال از من بزرگ تره و نامزد داره من ۱۹سالمه دختر خالمم ۱۷ سالشه
حالا چیکار کنم؟؟؟؟؟