منم احساساتی شدم... شوهرم گفت غذا شور شده گریه کردم ..بنده خدا انقدر ناراحت شد... البته خیلی شور شده بود خودمم میدونستم... خودش برد رو گاز سیب زمینی ریخت توش جوشوند گفت ببخشید!!
یه بارم گفتم گرمه کولرو روشن کن گفت دستم کثیفه تموم شد کارم روشن میکنم منم گریه کردم...
اثرات بارداریه من قبلا گریه نمیکردم اصلا!! هرمونها زیادی شده...
یا بهم زنگ زده بود وسطا گفت پشت خط دارم الان زنگ میزنم.. من قهر کردم بعدش! الان فکر میکنم لازم نبود بهم بربخوره روزی بار بهم زنگ میزنه.. نمیدونم