جاریم واقعا خانم ماه وگلیه
باهم خیلی صمیمی بودیم وهرجا میرفتیم باهم ودایم درتماس بودیم
حتی پارسال که من خونه بابام بودم و میخواستم جدا شم جاری وبرادرشوهرم باشوهرم قطع رابطه کردن ولی بامن دائم در تماس بودن وجاریم همش میومد دنبالم که یهو ناراحت نباشم
بعد که اشتی کردیم باشوهرن ارتباطشون خیلی کم شد باهامون، اوایل یکی دوبار اومدن
عید خونه مادرشوهرم هنزمان رسیدیدم و بعدعیددیدنی رفتیم بیرون وبااصرار شام دعوتمون کردن خونشون
ازون روز ماهرچی منتطر بودیم بیان بازدید عید هیچ خبری نشد
جاریمم دیگه مثل قبل ازمن سراغی نمیگیره
بنظرتون دلیلش چیع؟
چیکارکنم؟