مادرمو و مادرش بحثشون شده بود،ما هم دعوامون شد،بین بحث زد تو گوشم،با گریه هرچی از دهنم دراومد بهش گفتم،لباسامم پوشیدم که برم خونه مامانم شوهرم رفت درو قفل کرد،حالا عصر که رفت بیرون(در که دیگه قفل نبود)برم خونه مامانم قهر،یا همینجا تمومش کنم،اخه احساس مبکنم اگه محکم حالشو نگیرم خیلی بی عارم،حالا یه مسئله دیگه اینکه خونه مادرش جفت خونه ماست،مطمئنم چند روز دیگه میاد راجع به این مسئله حرف بزنه و مثلا نصیحتم کنه زنیکه،میخواستم بهش بگم که گل پسرش زده گوشم ولی میترسم با این حرف دشمن شاد شمو احترام خودم بیاد پایین
یه موقعی میگفتم این روزایه سخت میگذرون و راحت میشم، روزایه سخت گذشتن ولی درد و خاطرشون لحظه به لحظه با منه
قهر نرو رختخوابتم جدا نکن ولی بشدت سرسنگین باش و خودتو ناراحت نشون بده با سکوتت مجبور ب عذرخواهیش کن هیچوقت هیچوقت هرچی شد حتی کبودت کرد اصلا ب قوم شوهر نگو