چی رو عزیزم؟😊
ما خیلی ساده و کوچولو موچولو ازدواج کردیم جفت خونواده ها باهم راه اومدن
دراصل قرار بود همسرم اونا رو بخره اما فقط یخچال خرید طلاهامو تو عقد فروختم دادم به همسرم که باهاش فرش و بوفه و تخت و کمد دراور و اینه شمعدون خرید
تا یکسال اول زندگیم تلویزیون نداشتم ۸ ماهه خریدم مبل ندارم لباسشویی ندارم خونمون سرامیک بود یدونه فرش خریدیم انداختیم وسط نصف خونمون خالی بود نمیتونستیم مهمون دعوت کنیم عذاب شده بود برام الان ۴ ماهه یه فرش دیگه خریدم راحت شدم الانم داریم پول پس انداز میکنیم که لباسشویی و مبل بخریم
تو عقد بالای خونه باباشو ساخته بود نه گاز کشی شده بود نه کابینت داشت اول گازکشی کردیم بعدش ۷ تومن به خاطر ساخت خونه قرض داشت اونو دادیم بعدش کابینت زدیم و گاز رومیزی خریدیم بعدش تلویزیون بعد فرش الانم که تو فکر مبل و لباسشوییم یک و پونصدم باید شیربها میداد که بابام ازش نگرفت همه میگفتن پس دیگه رخت دامادو بزارید خودش بخره امابابام قبول نکرد لباس دامادی هم براش گرفتیم
جهیزیه ای هم که من اوردم سمت ما دقیقا همینقدر میبرن و همه ی درشتهارو پسر میاره اما من درشتاشو نصفشو با طلاهام خریدم نصفشم بعداز عروسیم
اما من و همسرم عاشق همیم و هیچکدوم اینا باعث نشد مشکلی و دعوایی بینمون بوجود بیاد