بسم الله
میگن یه طلبه ای تو زمانهای قدیم نجف درس میخونده بد میاد ایران،یه حاجت خیلی مهمی براش پیش میاد میره جمکران از امام زمان میخواد.
هرچی دعا میکنه التماس میکنه حاجت نمیگیره
با ناراحتی با امام زمان عج میگه:عراق که بودم عموتون حضرت عباس از شما بیشتر حاجت میداد؛زشت نیست شما باشین و من برم در خونه ایشون
شب امام زمان میاد تو خوابش میگه کار خوبی میکنی.ماخودمون هم از ایشون حاجت میگیریم.
هر وقت چیزی خواستی عموی مارو "یاابوالغوث " صدا کن
همون طوری که حضرت زینب و دخترای امام حسین موقع سوار شدن روی اسب ایشون رو به این نام صدا میزدن
😢😢😢😢