عزیزم نمیدونم الان در چ حالی تاپیکت مال خیلی وقت پیشه ولی لازم دیدم بهت بگم نظرمو
برو نمون، بخدا نابود میشی، آنقدر ک من عاشق شوهرم هستم و توی هشت سال دوستی هم عاشقش بودم فکر نکنم کسی عاشق بوده باشه ولی الان کم آوردم، ن بدونه اون میتونم دووم بیارم ن طاقت این همه شک و ترس و حرفای بقیه و... رو دارم.
شوهرم خوش اخلاق عاشق مهربونه با خانواده و وضع مالی هم خوبه اماااااا الان بعد از دو ماه ترک لغزش کرد، الان ب هر زبونی بهش میگم برو کلاس آن ای ک دوباره شروع کنی ولی نمیره، خونوادش هم ک مشخصه دلشون برام میسوزه هی بهم محبت میکنن حالم از خودمو و این زندگی بهم میخوره،
عزیزم خلاصه بهت بگم ظاهر سازی و شک و دودلی نابودت میکنه برو نمون به منم میگفتن من نمیشنیدم گرچه هنوزم برگردم عقب باهاش ازدواج میکنم خیلی دوستش دارم اما من خرم من احمقم تو نباش