من بابام سال 85 فوت کرد دو تا داداش بزرگتر از خودم دارم با ی ابجی..کلا 4 تا خواهر برادریم.
بعد از فوت بابام داداشام ازدواج کردن و ابجیمم ازدواج کرد مامانمم ازدواج کرد منم مجرد بودم داداش کوچیکم زمینای کشاورزی بابامو برداشت سالی 2 میلیون میده کلا.داداش بزرگممم خونه پدریمو که تو شهره برداشت گفت 4 سال دست من 4 سال دست داداش دیگم بعدپ میدن ب خود مامانم نوبتی 10 سال دستشون بوده حالا داداش بزرگم خونه رو نمیده به مامانم .مامانم تو مستاجری زندگی میکنه.حالا داداشم و زنش و مامانم اومدن تهران من تا الان فک میکردم مامانم خونه رو گرفته ولی الان فهمیدم نگرفته در واقع داداشم خونه رو نداده...از این زورم میاد مامانم یخچالش اکثرا خالیه نه گوشتی نه جیزی تو این گرونی..داداشم میگه ب مامانم تو خرجی نداری خونه باید دست من باش...منم بهش گفتم نخیر این همه سال دستتون بوده دیگه باید بدید مامان گناه داره....بخدا بدنم داره میلرزه