یه دنیا توقع و انتظار بیجا.. بیشتر دعواها و بحث هامون بخاطر خانوادشه ..
همیشه پشت سرم گله و شکایته
بهم میگن تو کم حرفی .. تو ارومی .. چرا شیطون نیستی. چرا چاپلوسی و زبون بازی نمیکنی
خدا وکیلی چاپلوسی و زبون بازی واسه دوران تیرکمان شاه بوده .. الان این دوره زمونه هیچ کس از ادم دورو چاپلوس خوشش نمیاد
نمیتونن اینو درک کنن و بپذیرن که من سستمم این مدلیه. هرچند خیلیا نظرشون درموردم اینه که خیلی دختر متعادلی هستم نه زیاد حرافم نه زیاد اروم...
اما اون از جهتی که خودشون خیلی حرافو پرچونه هستن از من و اخلاقیاتم خششون نمیاد و همیشه به گوشم میرسه حرفایی ک پشت سرم میزنن..
هفته ای سه بار میریم خونه مادرش اما همسرم انتظار داره من هر روز زنگ بزنم به مادرش. . من خوشم نمیاد از این کارا.. زنگ بزنم چی بگم اخه
متوجه نیستن اصلا. فقط انتظار و انتظار و انتظار ...
از دخالتاشون که دیگه. کلافه شدم... رنگ لباسم و مدل موهامو و طرز ارایشمو اونا باید نظر بدن و انتخاب کنن. اگه به سلیقه و خواستشون پیش نرم باهام قهر میکنن و کلی دلخور میشن. من واقعا مستاصل شدم و نمیدونم چطوری باهاشون برخورد کنم..