سحر عزیزم با تموم قلبم باهات همدردی میکنم خواهرم
تموم داستانت رو خوندم.
عزیزکم کاملا به این موضوع رسیدم که تو با عشق ت
کاملا صادق بودی واسه همینم بوده که دل کندن از تو
سخته. حتی همسرت هم توان اینکه از تو جدا شه رو
نداره. تموم فحاشی ها، تموم کتکا، تموم شکنجه ها
واسه اینه که به غیرتش برخورده
او میخواد تنها عشق مطلق قلبت باشه ولی حالا که
میبینه یکی دیگه تو قلبت جا داره، از خودشم بیزاره
اگر هر مردی بود راحت تر طلاقت میداد
ولی همسرت نمیخواد تو رو از دست بده
سحر جانم شک ندارم همسرت هنوزم دوستت داره
و از اینکه به تو آسیب رسونده، تو خلوتش آرووم
و قرار نداره.
سحر م عزیزدلم به این فکر کن که شاید خوشبختی
الان، تو خونه ت هست و اونی که دوسش داری یه
سراب باشه
منم یه عشق یک طرفه داشتم اونم 4سال.
انسان با خدا تر از او در عمرم سراغ نداشتم
یک پسر نجیب و متین و باوقار
شاید همه اون چیزایی که تو تعریف کردی حرف منم بود
بعده 4سال بهش گفتم گفت من یکی رو 6ساله که
دوسش دارم و اگر نبود تو بهترین آدمی هستی که
میشناسمش.
باور کن به سختی جون دادن قبول کردم که این عشق
تمومه. آره عزيزم « او تقدیر من نبود»
بعده یکسال با همسرم آشنا شدم. روزی صدهزار بار
شاکر خدای مهربون هستم.
به خدا قسم یه حکمت هایی هست که فقط خدا
ازش آگاهه.
سحر نازنینم، خدای مهربون، همسرت رو برای تو
و تو رو برای همسرت خلق کرد
عزیزدلم آرووم بگیر قربونت برم
اگر اون آقای بسیجی (شرمنده م که اسمشو نمیدونم)
اگر در تقدیر ت بود به یکباره کارش رو از دست نمیداد
و بعد از اون، تو رو.
فدات شم به این فکر کن شاید همین عشق اهورایی
که شاید تصورشم امروز محاله ممکنه ، خیلی سال
بعدتر حاضر باشه از تو بگذره.
عزیزکم اونجا چی کار میکنی؟
بعد از تموم مصیبت هایی که امروز داری میبینی.
سحر جانم آرووم بگیر عزیزکم
شاید این آدمی که اینقدر تو قلب تو بزرگه، بزرگ شده یه
دست توست و در واقعیته زندگی مشترک این نباشه
که تو ازش بت ساختی.
سحرم چشاتو باز کن فدات شم. پشیمونی هیچ وقت
سودی نداشته خواهرم.