2777
2789
واقعا ،عزیزم قبول کن باورش سخته البته من دارم با شوهر خودم مقایسه میکنم فقط تنها شانسی که آوردم تو ...

اره تو یه خونه بودیم انقدر پسش زدم دیگه اونم سمت من نمیومد اولش دوستای خانم داشت بعدش همونا شدن دوس دختراش منم از سال اول بعد از ازدواجم رفتم سرکار پولامو جمع کردم سال پنجم طلاق گرفتم و رفتم 

منم باید داستانمو بنویسم فکر کنم دوسال بعد هم ازدواج کردم 


ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خوش به حالت. عمه منم نمیذاره دختراش تا بعد یه سال رابطه داشته باشند. میگه آدما زیریه سقف مشکلاشون پی ...

من کار عمه شمارو تایید نمیکنم ولی در مورد خودم میخوام بهت بگم خیلی سختی کشیدم خیلی زیاد موضوع بکارت نبود موضوع عمر و جوانی من بود از ۲۵ سالگی تا سی سالگی

من هنوز اخرشو نخوندم ترکید واقعیه واقعا؟؟ مگه امکان داره همچین مردی 😳😳 من چراگریه کردم اخه

اره واقعیه حتی عکس دستاشو ک ب خاطر عشقش تیغ زده بود رو فرستاد دیدیم 

من به خداوند ایمان دارم که روز های خوبی پیش رو دارم ❤❤❤
اره تو یه خونه بودیم انقدر پسش زدم دیگه اونم سمت من نمیومد اولش دوستای خانم داشت بعدش همونا شدن دوس ...

اره عزیزم نوشتی حتما منم صدا بزن

ولی اگه واقعا دو نفر هم و دوست داشته باشن نهایت تا یک هفته کاری نکنن ،شما حتما دوسش نداشتی که نزاشتی 

.
اون محمد که کاملا شخصیت داغونی داشت خیلی تضاد داشت حرفش در مورد محمد یه جا گفت حقوقش رو میریخت به ح ...

نه عزیزم درسته مال چند سال پیشه دقیق یادم نیست ولی من به این علت که قدم کوتاه تر از داداشس بود بخاطر همین بهمش زد دلیلشم این بوده که داداشم خوشگلتره درحالی که من خوشگلتر بودم هیچی از من ندید فقط نیم ساعت اومد منو ببینه گند زد به همه چی هیچ تضادی هم نداره ده میلیون تو حسابم بود بعد پیدا کردنش گفتم میریزم به حاسبت گفت نمیخوام 4سال عمرت حروم شد اونم برا خودت ولی من داداشش شماره حسابشو گرفتم ریختم بحسابش که بعد اونم رفت ماشین خرید 

کاربری قدیمی هستم"شاه بانوی ایرانی"این نی نی یار دیوونه شده هی منو میترکونه یعنی چییییییی؟؟؟
نه عزیزم درسته مال چند سال پیشه دقیق یادم نیست ولی من به این علت که قدم کوتاه تر از داداشس بود بخاطر ...

حالا خودت بگو چی شد؟ طلاق گرفتی؟ از عشقت که اسمشم نمیدونم چه خبر؟ شوهرت چکار کرد؟ هنوز رابطه ندارید؟

خیلیا قضاوتم کردن خیلیا زخم زبون زدن خیلیا هم نیش و کنایه ولی من اون تاپیک رو برای این نزدم که کسی نصیحتم کنه یا تاییدم کنه یا باهام مخالف باشه من زدم چون خیلیا ازم خواسته بودن و اینکه بخوام سبک بشم سواره از پیاده خبر نداره شاید بلایی که تو دوماه سرمن اومد تو تمام عمرتون هم نفهمید چی میگم خدا کنه نفهمید فکر نمیکردم این بلاها رو تو پنجاه سال اینده هم درک کنم اوناییکه عاشقن نمیفهمن زندگی بدون عشق چیه من دو ماخ که عقد کرده بودم سعی میکردم دوسش داشته باشم ولی نمیشد دو ماه گذشته بود بفکر جدایی بودم جرات گفتنشو نداشتم من نرفتم به کسی التماس کنم بیاد منو دوست داشته باشه وقتی گفت برو بخاطر اینکه دوست نداشتم به گناه بیوفته رفتم ولی 3ماه بعد خودش اومد گفت که میخوام بیام خاستگاریت من بدون تو نمیتونم زندگی کنم خودش اومد گفت که دوستم داره 3ماه که گذشت دیدم نمیتونم گفتم طلاق ولی شوهرم نذاشت قرار عروسی رو اومدن بذارن من داشتم گریه میکردم زار زار به زور بردنم خرید لباس عروسی جونمو به زور چیدم همش میگفتم کاش جنازمم نیاد تو این خونه خیلیا تو تاپیکم به مذهبیا و امام حسینیا اهانت کردن ولی مگه امام حسین فقط خوبها رو دوست داره علی گندابی و شاهرخ ضرغامم عاشق امام حسین بودن ولی تو روزای دیگه سال هم مشروب میخوردن بجز محرم ها یعنی امام حسین دوسشون نداشت که علی گندابی تو حرم امام علی جون داد و اونجا دفن شد و شاهرخ ضرغام شهید شد هیچوقت کسی رو بخاطر گناهی سرزنش نکنید که از اون مبرا نیستید چون هیچکس از فرداش خبر نداره شیطانم هزار سال عبادت کرد ولی خدا از درگاهش روندش اینقد مغرور نشیم و به کسی نیش و کنایه نزنیم که به والله عظیم قسم این بلا هم بخاطر سرزنشی که کردم سرم اومد وگرنه من کجا و خیانت کجا تو خوابم نمیدیم بخدا قسم بیزار بودم از خیانت و خیانت کار 

من خودم میدونستم و میدونم کارم غلطه و اشتباه بوده نمیگم کار خوبی کردم تو دوران عقدم زار زار گریه میکردم که دارم خیانت میکنم بخاطر همین میخواستم جدا بشم

کاربری قدیمی هستم"شاه بانوی ایرانی"این نی نی یار دیوونه شده هی منو میترکونه یعنی چییییییی؟؟؟
حالا خودت بگو چی شد؟ طلاق گرفتی؟ از عشقت که اسمشم نمیدونم چه خبر؟ شوهرت چکار کرد؟ هنوز رابطه ندارید؟

نه طلاق نگرفتم خبری ازش ندارم ولی میدونم شوهرم از کار بیکارش کرد نه 

کاربری قدیمی هستم"شاه بانوی ایرانی"این نی نی یار دیوونه شده هی منو میترکونه یعنی چییییییی؟؟؟
استارترش چقدررر پیگیر بوده یعنی ول کن نبود احتمالا پسر مذهبیه از دستش رفته خارجی جایی در خفا زندگی ک ...

خیر اینقد نگید پسر مذهبیه من شوهرمم مذهبیه پیگیرم نبودم اگه کسی هم بود خودش دوستم داشت وگرنه بنده قلبمم سرم منت تپیدن بذاره از سینه درش میارم

کاربری قدیمی هستم"شاه بانوی ایرانی"این نی نی یار دیوونه شده هی منو میترکونه یعنی چییییییی؟؟؟
خیر اینقد نگید پسر مذهبیه من شوهرمم مذهبیه پیگیرم نبودم اگه کسی هم بود خودش دوستم داشت وگرنه بنده قل ...

چقدر عذاب ول کن بابا

زندگی موهبتیه از طرف خدا همین که هی به خاطر عاشقی پسش میزنی بزرگترین گناهه لطفا این کارو نکن 

نه عزیزم درسته مال چند سال پیشه دقیق یادم نیست ولی من به این علت که قدم کوتاه تر از داداشس بود بخاطر ...

استارترتوخیلی گذشته ات روبیادداری شایداین اذیتت میکنه،من به عشقم رسیدم ولی جداشدم بخاطرحماقتای بچگانه واطرافیان ازدواج مجددکردم تقریبابهمتحمیل شدولی هنوزجای اون توقلبم محفوظه کن اونوفراموش کردم ولی خیلی بخوابم میومدوبهمم میریخت الان زندگیم بااون داره بهم یاداورمیشه خیلی عذاب میکشمودلتنگش میشم،تاپیک اخرموبخون توش زندگیم روهم گفتم توربع سختیای منونکشیدی،ولی من فراموش میکنمومیگذرم بازاین حالمه،اماتوخیلی جزئیاتوبیادداری فراموش کن ،من میرم پیش روانپزشک وقرص مصرف میکنم شماهم بروخیلی جواب میده،به زندگی برمیگردی،راستی تاپیکاموبخون ببین من چیاکشیدم که عشقوعاشقیو گذاشتم کنار😢😢😢

پسرعزیزم اگرخداکمکمون کنه من وپدرت تموم سعیمون رومیکنیم که درکنارمون روزای خوشی روبگذرونی،ووقتی بزرگ ومردشدی به تمام خواسته هات احترام خواهیم گذاشت،پسرم من ازمادرشوهربودن میترسم چون دوس ندارم تووهمسراینده ات رودچارمشکل کنم،عزیزم من تموم سعیم روخواهم کردکه عروسان سرزمینم سراغ شادی راازهمسرتو که امیدزندگی ماهستی بگیرند...👏👏👏😘😘😘برای خوشبختی وحل شدن مشکلاتمون صلوات میفرستید؟؟اللهم صل علی محمدوال محمد..وعجل فرجهم...
خیلیا قضاوتم کردن خیلیا زخم زبون زدن خیلیا هم نیش و کنایه ولی من اون تاپیک رو برای این نزدم که کسی ن ...


سحر عزیزم با تموم قلبم باهات همدردی میکنم خواهرم

تموم داستانت رو خوندم. 

عزیزکم کاملا به این موضوع رسیدم که تو با عشق ت

کاملا صادق بودی واسه همینم بوده که دل کندن از تو

سخته. حتی همسرت هم توان اینکه از تو جدا شه رو

نداره. تموم فحاشی ها، تموم کتکا، تموم شکنجه ها 

واسه اینه که به غیرت‌ش برخورده

او میخواد تنها عشق مطلق قلبت باشه ولی حالا که

میبینه یکی دیگه تو قلبت جا داره، از خودشم بیزاره

اگر هر مردی بود راحت تر طلاقت میداد

ولی همسرت نمیخواد تو رو از دست بده

سحر جانم شک ندارم همسرت هنوزم دوستت داره

و از اینکه به تو  آسیب رسونده، تو خلوتش آرووم 

و قرار نداره. 

سحر م عزیزدلم به این فکر کن که شاید خوشبختی

الان، تو خونه ت هست و اونی که دوسش داری یه

سراب باشه 

منم یه عشق یک طرفه داشتم اونم 4سال. 

انسان با خدا تر از او در عمرم سراغ نداشتم

یک پسر نجیب و متین و باوقار

شاید همه اون چیزایی که تو تعریف کردی حرف منم بود

بعده 4سال بهش گفتم گفت من یکی رو 6ساله که 

دوسش دارم و اگر نبود تو بهترین آدمی هستی که 

میشناسمش. 

باور کن به سختی جون دادن قبول کردم که این عشق 

تمومه. آره عزيزم  « او تقدیر من نبود» 

بعده یکسال با همسرم آشنا شدم. روزی صدهزار بار 

شاکر خدای مهربون هستم. 

به خدا قسم یه حکمت هایی هست که فقط خدا

ازش آگاهه. 

سحر نازنینم، خدای مهربون، همسرت رو برای تو 

و تو رو برای همسرت خلق کرد

عزیزدلم آرووم بگیر قربونت برم

اگر اون آقای بسیجی (شرمنده م که اسمشو نمیدونم) 

اگر در تقدیر ت بود به یکباره کارش رو از دست نمیداد

و بعد از اون، تو رو. 

فدات شم به این فکر کن شاید همین عشق اهورایی

که شاید تصورشم امروز محاله ممکنه  ، خیلی سال 

بعدتر حاضر باشه از تو بگذره. 

عزیزکم اونجا چی کار میکنی؟ 

بعد از تموم مصیبت هایی که امروز داری میبینی. 


سحر جانم آرووم بگیر عزیزکم

شاید این آدمی که اینقدر تو قلب تو بزرگه، بزرگ شده یه

دست توست و در واقعیته زندگی مشترک این نباشه 

که تو ازش بت ساختی. 

سحرم چشاتو باز کن فدات شم. پشیمونی هیچ وقت

سودی نداشته خواهرم. 


بچه ها منم واسه یکی از اشناهامون همین اتفاق افتاد البته هم عروس و هم داماد فامیلمون هستن و در جریان همه مورداشون هستم  این دختر هم مثله  سحر عاشقه یه نفر بود که خیییییلی هم همدیگه رو میخواستن ولی وقتی مامانش میفهمه میگه باید با این که من میگم ازدواج کنی اخه عشقش بیکار بوده ،ولی این خواستگارش شغله خوبی داشت خلاصه  بنده خدا یه سال عقد بودن و۹ ماهی هم ازدواج کرده بود (وای امیدوارم واسه هیچی پیش نیاد شبه عروسیش عروس همش گریه میکرد ما فکر میکردیم چون داره از خونه باباش میره ناراحته نگو به خاطره عشقش ناراحته )فقط یه بار اونم به زور کتک و دعوا شوهرش باهاش رابطه برقرار کرده بود ،تازه شوهره استارتر که به نطرم خیلی ادمه خوبی بوده نخواسته باهاش به زور رابطه برقرار کنه ،خلاصه اشنای ما بعداز ۹ماه ازدواج طلاقه توافقی گرفتن ،جهیزیه و تمام طلاهای دختره رو هم پسره به عنوان خسارت اینکه عروسی گرفته و خرج کرده بهش نداد،،ولی از این طرف عشقه دختره نیومد سراغش چون مامانش گفته بود این دختر طلاق گرفته و برای ما ننگه که عروسمون طلاق گرفته باشه ،خلاصه عشقه این اشنای ما رفت با کسی دیگه ازدواج کرد،و این اشنای ما هم بعداز ۲ یا۳ سال از طلاقش با یه ادمی که نمیشناختش ازدواج کرد و به عشقش هم نرسید 

گروه زرد،،قد ۱۵۷،،،،وزن اولیه ۷۷   ،،، وزن هدف ۶۰  ،،تاریخ  شروع رژیم ۹۹/۱۰/۳
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز